تاریخ :  ۱۳۸٩/۱/٢٠
نویسنده :  مجید قرنجیک

بر اساس تئوری های مدیریت، نظام فعلی مدیریت روستایی ایران به صورت زیر قابل تحلیل است:

تعریف مدیریت:

مدیریت فرایند به کارگیری مؤثر و کارآمد منابع مادی و انسانی در برنامه‌ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت می‌گیرد. تعریف مذکور، مفاهیم کلیدی زیر را در بر دارد:

·        مدیریت یک فرآیند است.

·        مفهوم نهفته ی مدیریت، هدایت تشکیلات انسانی است.

·        مدیریت مؤثر، تصمیم‌های مناسبی می‌گیرد و به نتایج مطلوبی دست می‌یابد.

·        مدیریت کارا به تخصیص و مصرف مدبرانه می‌گویند.

·        مدیریت بر فعالیت‌های هدفدار تمرکز دارد (رضائیان، 1383، 7)

بر این اساس، در ابتدا نگاهی کلی به سیر تکوین نظریه های مدیریت از گذشته تا امروز می اندازیم تا دیدی کلی نسبت به آنها داشته باشیم؛

 

 


تعریف مدیریت:

مدیریت فرایند به کارگیری مؤثر و کارآمد منابع مادی و انسانی در برنامه‌ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت می‌گیرد. تعریف مذکور، مفاهیم کلیدی زیر را در بر دارد:

·        مدیریت یک فرآیند است.

·        مفهوم نهفته ی مدیریت، هدایت تشکیلات انسانی است.

·        مدیریت مؤثر، تصمیم‌های مناسبی می‌گیرد و به نتایج مطلوبی دست می‌یابد.

·        مدیریت کارا به تخصیص و مصرف مدبرانه می‌گویند.

·        مدیریت بر فعالیت‌های هدفدار تمرکز دارد (رضائیان، 1383، 7)

بر این اساس، در ابتدا نگاهی کلی به سیر تکوین نظریه های مدیریت از گذشته تا امروز می اندازیم تا دیدی کلی نسبت به آنها داشته باشیم؛

سیر تکوین نظریه های مدیریت از گذشته تا امروز

تاریخ

مبتکر یا عامل

ابتکار، اثر، فعالیت، یا رویداد

5000 سال قبل از میلاد

سومریها

تأکید بر ضرورت حفظ سوابق به مثابه یک فن کنترل

4000 سال قبل از میلاد

مصریها

اهتمام به امور طراحی، برنامه ریزی، سازماندهی، و کنترل در ساخت اهرام ثلاثه.

4000 سال قبل از میلاد

چینیها

اقدام به ساخت دیوار بزرگ 1500 مایلی در چین

2700 سال قبل از میلاد

مصریها

تشخیص ضرورت و اهمیت برخورد منصفانه و صادقانه در مدیریت و استفاده از مصاحبه برای روان درمانی.

2600 سال قبل از میلاد

مصریها

استفاده از عدم تمرکز در سازماندهی

2000 سال قبل از میلاد

مصریها

تشخیص ضرورت استفاده از تقاضای مکتوب برای درخواست کارکنان و به کارگیری نیروها و مشاوران ستادی

1800 سال قبل از میلاد

حمورایی

استفاده از مستند سازی و آوردن شاهد برای کنترل؛ تعیین حداقل دستمزد؛ و تشخیص قابل تفویض نبودن مسئولیت.

1491 سال قبل از میلاد

یهودیان

به کارگیری مفاهیم سازمان، خط فرماندهی، و اصل استثناء در مدیریت.

از 1100 تا 600 سال قبل از میلاد

چینیها

تشخیص ضرورت سازماندهی، برنامه ریزی، هدایت و کنترل در مدیریت.

500 سال قبل از میلاد

چینیها

تشخیص اصل تخصص گرایی

500 سال قبل از میلاد

سان تزو

تشخیص ضرورت برنامه ریزی، هدایت و سازماندهی

400 سال قبل از میلاد

کوروش

تشخیص ضرورت توجه به روابط انسانی و مطالعه حرکت سنجی، طراحی جا و مکان، و مدیریت مواد.

400 سال قبل از میلاد

سقراط

توجه به جهان شمول بودن مدیریت.

400 سال قبل از میلاد

گزنفون

تشخیص اینکه مدیریت یک هنر مستقل است.

350 سال قبل از میلاد

یونانیها

ابداع روش علمی برای انجام امور و استفاده از موسیقی برای تنظیم فواصل زمانی انجام کارهای سخت و تکراری.

350 سال قبل از میلاد

افلاطون

تشریح تخصص گرایی در جامعه.

از 336 تا 333 سال قبل از میلاد

اسکندر

استفاده از یک روش سازماندهی با استفاده از نیروهای ستادی، در طول لشکر کشیها.

325 سال قبل از میلاد

کوتی لیا (هند)

تشخیص نیاز به علم و  هنر کشورداری.

175 سال قبل از میلاد

کاتو

استفاده از شرح شغل

50 سال قبل از میلاد

وارو

استفاده از مختصات و شرایط احراز شغل

سال 900 میلادی

فارابی

تدوین مجموعه ای از صفات مشخصه برای رهبر اثر بخش

دهه 1750 میلادی

انگلیسیها

انقلاب صنعتی

سال 1776 میلادی

آدام اسمیت

انتشار کتاب ثروت ملل و تأکید بر اهمیت تقسیم کار و تخصص گرایی.

سال 1822 میلادی

چارلز ببیج

اختراع نخستین ماشین حساب، به مثابه طلایه داری برای رایانه های امروزی

سال 1834 میلادی

رابرت اون

پیشگامی در مدیریت منابع انسانی و هدایت و رهبری جنبش اتحادیه تجارت بریتانیا.

سال 1898 میلادی

مری پارکر فالت

پیشگامی در تأکید بر مزایای مشارکت گروهی و ضرورت تفکر گرایی.

سال 1903 میلادی

فردریک تیلور

انتشار کتاب مدیریت کارگاه

سال 1911 میلادی

فردریک تیلور

انتشار کتاب اصول مدیریت علمی

سال 1913 میلادی

هوگو مانستربرگ (پدر روانشناسی صنعتی)

انتشار کتاب روانشناسی و کارآیی صنعتی

سال 1914 میلادی

فردریک دبلیو. لنچستر

تلاش برای کمی کردن برآوردها در مورد عملیات نظامی و پیش بینی نتایج نبرد بر مبنای توان نیروهای انسانی و تسلیحات جنگی.

سال 1916 میلادی

هنری فایول

انتشار آثار متعددی در مورد اصول مدیریت (به زبان فرانسه)

سال 1864 تا 1920 میلادی

ماکس وبر

ارائه نظریه نقش فرد در سازمان و مدیریت اداری و مدل ایدئال بوروکراسی.

سال 1917 میلادی

هنری ال. گانت

استفاده از نمودار میله ای به مثابه یک روش برنامه ریزی

سال 1923 میلادی

آلفرد پی. اسلون

به کارگیری فنون جدید در مدیریت کارخانه های اتومبیل سازی جنرال موتور و تبدیل آن به یک غول صنعتی

سال 1927 میلادی

التون مایو و همکارانش

پی ریزی جنبش روابط انسانی در مدیریت؛ از طریق مطالعه در مورد رفتار کارکنان کارخانه های وسترن الکتریک در شهر هاتورن

سال 1928 میلادی

لودویک ون برتالانفی

ارائه نظریه سیستمی

سال 1929 میلادی

هنری فایول

ترجمه آثار وی در مورد اصول مدیریت (به زبان انگلیسی)

سال 1936 میلادی

ایلات متحده

پایه گذاری آکادمی مدیریت برای توسعه مطالعات مدیریتی

سال 1938 میلادی

چستر بارنارد

انتشار کتاب کارکردهای مدیر اجرایی و تحلیل نحوه هدایت یک سازمان با تأکید بر عدم ضرورت فرمانروایی از بالا به پایین و مزایای دعوت کارکنان به همکاری

سالهای 1938 الی 1945میلادی

متفقین

استفاده  از فنون تحثیث در عملیات در جنگ

سال 1943 میلادی

آبراهام مزلو

ارائه نظریه سلسله مراتب نیازهای انسانی

سال 1943 میلادی

برل و مینز

انتشار کتاب شرکت سهامی جدید و دارایی خصوصی با تأکید بر اینکه نفوذ صاحبان سهام بر مدیران کاهش یافته است.

سال 1947 میلادی

کرت لوین

ارائه مدل تغییر رفتار فرد

سال 1947 میلادی

هربرت سایمون

انتشار کتاب رفتار اداری با نگاهی علمی به "تصمیم گیری" و "معقولیت نسبی تصمیم".

سال 1948 میلادی

لستر کوچ و جان فرنچ

مطالعه در مورد مسأله مقاومت در برابر تغییر

دهه 1950 میلادی

طرفداران مکتب روابط انسانی

ظهور مکتب روابط انسانی

سال 1951 میلادی

کرت لوین

تأکید بر عوامل محیطی به منزله یکی از عوامل تأیین کننده رفتار.

سال 1952 میلادی

آی بی ام

تولید و توزیع نخستین سیستم پردازش الکترونیکی داده ها

سال 1953 میلادی

کیت دیویس

تشریح اهمیت سازماندهی اطلاعات و ابداع واژه "ارتباطات خوشه ای"

سال 1954 میلادی

پیتر دراکر

انتشار کتاب عمل مدیریت و ترویج نظریه "مدیریت بر مینای هدف"

سالهای 1956 الی 1958 میلادی

شرکت مشاوره مدیریت بوز، آلن و هامیلتون (پرت) جی.ئی.کلی و ام.آر. واکر (سی.پی.ام)

ارائه فنون پرت و سی.پی.ام برای برنامه ریزی

سال 1957 میلادی

کریس آرجریس

انتشار کتاب شخصیت و سازمان و بحث در مورد تضاد میان سیستم و فرد

سال 1959 میلادی

فردریک هرزبرگ

ارائه نظریه دو ساحتی انگیزش

سال 1960 میلادی

داگلاس مک گریگور

ارائه نظریه X و نظریه Y در مورد مفروضات مدیران

دهه 1960 میلادی

ادوارد لورنز

(ریاضی دان)

مطالعاتی که زمینه ارائه نظریه آشوب را فراهم ساخت

سال 1961 میلادی

رنسیس لیکرت

ارائه مدل سیستمهای رهبری با رهیافتی اقتضایی

سال 1962 میلادی

آلفرد چندلر

انتشار کتاب استراتژی و ساختار و مطالبی در مورد نحوه تبعیت طراحی سازمان از استراتژی آن

سال 1963 میلادی

سی. ارت و مارچ

انتشار کتاب نظریه رفتاری شرکت بزرگ و مطالبی در مورد ممانعت "رفتارهای سیاسی درون سازمان" از "دستیابی سازمان به حداکثر سود".

سال 1964 میلادی

رابرت بلیک و جین موتون

ارائه مدل سبک سنج مدیریت

سال 1965 میلادی

جون وودوارد

انتشار یافته هایی در باره تأثیر فن آوری بر ساختار و روشهای سازماندهی.

سال 1969 میلادی

لارنس و لورش

انتشار کتاب سازمان و محیط و توسعه "نظریه اقتضا"

سال 1970 میلادی

جیمز یورک

(ریاضی دان)

مطالعاتی که مبنای نظریه آشوب قرار گرفت

سال 1970 میلادی

نظریه پردازان اقتضایی

ارائه نظریه اقتضایی و تأکید بر "مدیریت و رهبری بر مبنای مقتضیات".

سال 1971 میلادی

شرکت اینتل

تولید و توزیع ریزپردازنده (تراشه کامپیوتر) و توسعه کامپیوترهای شخصی و تسری فن آوری اطلاعات برای استفاده مدیران سطوح مختلف.

سال 1974 میلادی

رابرت جی.هونس و ترنس آرمیشل

ارائه نظریه رهبری مسیر- هدف

سال 1977 میلادی

رزابت ماس کانتر

انتشار کتاب مردان و زنان سازمان و مطالبی در مورد ممانعت سلسله مراتب اداری از پیشرفت خانمها در سازمان

سال 1980 میلادی

صاحب نظران مدیریت

توسعه رشته مدیریت در دو بخش عمده علوم رفتاری و مدیریت راهبردی و استراتژیک

سالهای 1979 و 1980 میلادی

هنری مینتزبرگ

ارائه نظریه نقشها و الگوهای ساختار سازمانی

سال 1981 میلادی

ویلیام توشی و ژوزف ام. جوران

ارائه نظریه z در مورد چگونگی استفاده از سبک مدیریت ژاپنی به وسیله مدیران آمریکایی

سال 1982 میلادی

توماس پیترز

رابرت واترمن

ارائه نظریه کمال مدیریت

سال 1985 میلادی

مایکل پورتر

انتشار کتاب مزیت رقابتی و تشریح اصول اساسی رقابت و تعیین استراتژی

سال 1986 میلادی

ادوارد دمینگ

انتشار کتاب خروج از بحران

سال 1987 میلادی

جانسون و کاپلان

انتشار کتاب روائی از دست رفته و مطالبی در مورد اینکه سودمندی حسابداری برای مدیران کاهش یافته است.

سال 1990 میلادی

پیتر سنج

انتشار کتاب معروف اصل پنجم که موجب شهرت "نظریه یادگیری سازمانی" شد.

سال 1994 میلادی

کلین و پوراس

انتشار کتاب بنا برای بقا و تشریح ارتباط طول عمر یک شرکت با هدفها و میزان بصیرت آن

سال 1998 میلادی

مجموعه ای از مدیران قرن حاضر

اقدام به انتخاب اهبردها و استراتژیهایی برای برخورد با چالشهای قرن آینده.

منبع : مبانی سازمان و مدیریت- دکتر علی رضائیان

 

با بررسی سیر تحول این نظریات، می توان به طور کلی آنها را در سه مکتب عمده دسته بندی کرد که بیشتر نظریات و تئوری های مدیریتی در قالب آنها قابل بیان هستند که عبارتند از:

·        مکتب کلاسیک

·        مکتب نئوکلاسیک

·        مکتب ساخت گرایان

در آخر نظریه های نوین مدیریت نیز مطرح می شود.

1-             مکتب کلاسیک:

بر طبق نظریه های علمای مکتب کلاسیک مهمترین عامل یگانگی گروهی در پیوندهای سازمانی عبارت است از بوجود آوردن مصالح اقتصادی مشترک.(پرهیزگار، 1382، 127)

این مکتب شامل سه نظریه است:

1-     نظریه مدیریت علمی

2-    نظریه اصول گرایان

3-    نظریه بوروکراسی

 

·        نظریه مدیریت علمی

الگوی مدیریت علمی تا حدی به سبب نیاز به افزایش تولید بوجود آمد. بویژه در آغاز سده بیستم که در ایالات متحده آمریکا نیروی کار بسیار کم بود، تنها راه بهبود بازدهی و بالا بردن تولید این بود که کارآیی کارگزان بالا رود. از این رو فردریک تیلور، هنری گانت و فرانک و لیلیان گیلبرت اصولی را ارائه کردند که آن را تئوری علمی مدیریت می نامند.(استونر، 1379، 50)

·        نظریه اصول گرایان

از بزرگان این نظریه هنری فایول فرانسوی می باشد. این دانشمند معتقد است که اجرای صحیح دانش مدیریت در سطح مختلف سازمان های اجتماعی بخصوص در امور بین المللی لازمه نظام اجتماعی می باشد. وی معتقد است که اصول و قواعد مدیریت بر مفروضات عقل و منطق استوار می باشند. وی سازمان های اجتماعی را بر آن میدارد که از این علم و یا فن برای بهبود وضع سازمانی خویش استفاده نمایند.(پرهیزگار، 1382، 49). فایول اصولی را به شرح زیر به تئوری های مدیریت ارائه نموده است:

1-اصل تقسیم کار 2- اصل اختیار و مسئولیت 3- اصل انضباط 4- اصل وحدت فرماندهی 5- اصل وحدت رهبری 6- اصل برتری سود همگانی بر سود انفرادی 7- اصل حقوق و مزایا 8- اصل تمرکز و یا عدم تمرکز 9- اصل سلسله مراتب 10- اصل ترتیب 11- اصل تساوی و انصاف 12- اصل ثبات و پایداری شغلی 13- اصل ابتکار 14- اصل روحیه و همکاری(پرهیزگار، 1382، 53-55)

 

·        نظریه بوروکراسی

ماکس وبر تئوری مدیریت دیوانسالاری را ارائه کرد و در آن، به سلسله مراتب اختیارات، خطوط ارتباطی و قوانین و مقررات بسیار دقیق توجه نمود. از نظر این دانشمند سازمان مطلوب و آرمانی سازمانی است که به صورتی دقیق و دیوانسالار باشد، یعنی فعالیت ها و هدف هایش به صورت منطقی سنجیده شوند و در آن مسئله تقسیم کار، به گونه ای دقیق رعایت گردند.(استونر، 1379، 54)

2-             مکتب نئوکلاسیک

بر طبق نظر نئوکلاسیک ها مهمترین عامل یگانگی گروهی در پیوندهای سازمانی فرهنگ معنوی است.(پرهیزگار، 1382، 128) التون می­یو پدر مدیریت نئوکلاسیک می باشد. تئوری نئوکلاسیک(روابط انسانی) از تضادهایی که فلسفه تئوری کلاسیک با روح و روان انسان داشته سرچشمه گرفته و بیشتر بر روی وجود انسانی و مشخصات و شخصیت انسانی پایه گذاری گردیده است.(پرهیزگار، 1382، 78). از دیدگاه مایو اصل مبتنی بر «انسان اجتماعی» می بایست اصل مبتنی بر انسان اقتصادی را تکمیل کند. اصل مبتنی بر انسان اجتماعی بیش از کنترل های مدیریت بر روی نیروی کار اثر می گذارد. ولی در اصل مبتنی بر «انسان منطقی» گفته می شود که نیازهای اقتصادی موجب انگیزه فرد می شود.(استونر، 1379، 65)

نتایجی که از تئوری نئوکلاسیک حاصل می گردد بر اصولی استوار گردیده که آن اصصول به شرح زیر می باشند:

1-    اشتراک مساعی افراد سازمانی با یکدیگر

2-    تشویق و ترغیب اعضای سازمانی سازمانی به برقراری فعالیت های گروهی و دستجمعی

3-    تقویت روحی و روانی کارکنان سازمانی

4-    آشنا ساختن اعضای سازمانی به هدفهای منطقی سازمانی

5-    افزایش بازده کار سازمانی با در نظر گرفتن مدیریت صحیح و رهبری درست بر روی علوم جامعه شناسی و روانشناسی.(پرهیزگار، 1382، 120)

3-                       مکتب ساخت گرایان

تئوری ساخت گرایان بر اساس تلفیق و ترکیب فلسفه های کلاسیک(مکتب مدیریت علمی) و نئوکلاسیک(مکتب روابط انسانی) و یا به عبارت دیگر سازمان رسمی و سازمان غیر رسمی بوجود آمده است. ساخت گرایان معتقدند که با بکار بردن اصول و روابط سازمان رسمی و غیر رسمی میتوان تا حدودی از شدت بروز نارسایی ها و مشکلات جلوگیری نمود و تا حدی نارسایی های مادی و معنوی کارگران را کاهش داد؛ ولی بطور کلی تنها با بکاربردن شیوه های فلسفی روابط انسانی و مدیریت علمی هرگز نمی توان تعادلی بین احتیاجات سازمانی و نیازهای فردی سازمانی برقرار نمود.(پرهیزگار، 1382، 126).

 

نظریه های نوین مدیریت

1-    نظریه سیستم ها در مدیریت

در نگرش سیستمی سازمان را به صورت یک واحد و یک سیستم منسجم، یکپارچه و هدفدار، که از اجزای مختلف به هم پیوسته تشکیل شده است مورد توجه قرار می دهند. نظریه سیستم ها بیانگر این مطلب است که فعالیت هر بخش از سازمان به مقیاسی مختلف و متفاوت، بر فعالیت سایر بخش ها اثر می گذارد.(استونر، 1379، 71)

2-    نظریه اقتضایی در مدیریت

نگرش اقتضایی که به آن نگرش موقعیتی نیز گفته می شود بر این اساس قرار دارد که یک الگوی مدیریت برای همۀ موقعی تنها به عنوان بهترین را ه وجود ندارد. وظیفه مدیران این است که تعیین کنند چه روشی، در موقعیت خاصی، تحت شرایط ویژه­ای، و در زمان بخصوصی بهترین زمینه را برای نیل به اهداف مدیریت فراهم می­کند در این راه مدیر از یافته های موجود در نظریه های کلاسیک، نئوکلاسیک و سیستمی بهره می گیرد و با توجه به شرایط زمان و موقعیتی که در آن قرار دارد، تصمیم مقتضی در هر مورد اتخاذ می کند. به عبارت دیگر نگرش اقتضایی مستلزم پرورش مهارتهای ادراکی است، مدیر باید یک موقعیت را بشناسد، آن را درک کند و قبل از اتخاذ تصمیم، نگرش مناسب با موقعیت را دریابد و آن را بکار گیرد. در نگرش اقتضایی، بهترین راه حل برای مسائل مدیریتی راه حلی است که به خصوصیات منحصر بفرد موقعیتی که مدیر با آن مواجه است پاسخ دهد، شعار نگرش اقتضایی این است: "هر چیزی به موقعیت بستگی دارد"(حیدری، 1385، 4 و5)

3-    نظریه مبارزه پویا

نگرش مبارزه پویا در زمره پدیده هایی قرار می گیرد که پیوسته شکل یا ظاهر مدیریت را تغییر می­دهد. این نگرش ما را به چالش می­طلبد تا سازمان و مدیریت را جزء جدانشدنی از جامعه نوین جهانی بدانیم(استونر، 1379، 81). در این نگرش، پویا(نقطه مقابل ایستا) به معنی این است که پیوسته شاهد رشد، تغییر و جنب و جوش هستیم. مبارزه(نقطه مقابل رخوت)  بدین معنی است که درگیری بین اعضا بسیار شدید است. طرفدران این نظریه معتقدند که عبارت مبارزه پویا به بهترین شکل می تواند شیوه هایی که مدیران موفق کنونی درباره روابط انسانی می اندیشند و به سرعت خود را با شرایط در حال تغییر وفق می دهند، منعکس نماید.( استونر، 1379،77)

 

نظام مدیریت روستایی کشور بعد از اصلاحات ارضی دست خوش تغییرات زیادی شد. نظام دیرینه اربا ب رعیتی دگرگون ونقش ارباب و کدخدا در مدیریت روستایی کم رنگتر شد از این هنگام به بعد تلاشهای زیادی برای نوسازی نظام مدریت اقتصادی و اجتماعی روستا انجام پذیرفت که هیچکدام توفیق زیادی دربرنداشت . ایجاد شوراهاآخرین حلقه از سلسله تلاشهای یاد شده بشمار می آیدکه هدف از تاسیس آن رفع کاستیهای نظام مشارکتی در اجرای پروژه های عمرانی میباشد (صادقی چم چنگی، 1380، چکیده).

نظام مدیریت روستایی ایران طی سالیان طولانی به لحاظ ساختارهای اجتماعی، تحولات و دگرگونی های پیچیده ای داشته و متأسفانه خلاء مدیریت کارآمد و اصولی در روستاها در تمامی این ادوار به خصوص تا سال 1340 و در دهه های اخیر مشکلات عدیده ای را برای روستاییان ایجاد نموده است. اگر چه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران تشکیلاتی تحت عناوین شورای اسلامی، خانه همیار، دفتر عمران روستایی و غیره در روستاها شکل گرفتند، ولی به دلیل نداشتن زمینه های لازم وسازمان های اجرایی مرتبط توفیق قابل قبولی حاصل نکردند. به دلیل این نابسامانی ها در سال 1377 « قانون تأسیس دهیاری خود کفا در روستاهای کشور» به تصویب رسید و با الگوبرداری از مدیریت شهری که مشتمل بر دو نهاد شورای شهر و شهرداری است، به وزارت کشور اجازه داده شد تا به منظور اداره امور روستاها و توسعه پایدار روستایی سازمانی بنام «دهیاری» با توجه به ویژگی های محل و با درخواست اهالی، به صورت خودکفا با شخصیت حقوقی مستقل در روستاهای بالای بیست خانوار که بالغ بر 35 هزار روستا در کشور است، تأسیس نماید. در اجرای این دستورالعمل، وزارت کشور تا پایان آبان سال1383 مجوز تأسیس 13267 دهیاری را صادر کرده و پیش‌بینی می گردد که طی چند سال آینده برای تمامی روستاهای بالای بیست خانوار دهیاری تأسیس نماید. شایان ذکر است که روستاهای واجد شرایط جهت تأسیس دهیاری شامل 4/53 درصد روستاهای کشور می‌باشد که 3/95 درصد جمعیت روستایی کشور را در خود جای داده اند (نجفی کانی، ؟؟؟؟، ؟؟؟).

با توجه به تئوری ها و مکاتب بیان شده و بررسی ساختار نظام مدیریت در ایران و به طور اخص نظام مدیریت روستایی، به نظر می رسد که این نظام در کشور ما از الگو و نظریه ی خاصی تبعیت نمی کند و به نوعی از هر یک از تئوری های بیان شده، جزییاتی را در خود دارد و بسیاری از ویژگی های آن در قالب یک تئوری خاص قابل توضیح نیست. با این حال شاید بتوان گفت که تا حدود زیادی از الگوی مدیریت اقتضایی پیروی می کند زیرا بسیاری از ویژگی های این نوع مدیریت در ساختار نظام مدیریتی کشور دیده می شود، از جمله داشتن نگرش موقعیتی، تغییر مدیریت در زمان ها و مکان های متفاوت و . . . . اما در عین حال بسیاری از ویژگی های آن را نیز شامل نمی شود. به طور مثال پرورش مهارت های ادراکی و مهارت مدیران در شناخت ویژگی های موقعیتی خود از ملزومات این نظریه است که به نظر نمی رسد در کشور ما مدیران به طور عمده دارای چنین توانایی هایی باشند. چه اینکه با تغییر مدیریت در سطوح بالا، شیوه ی کار مدیران پایین دست وو کل نظام مدیریت تغییر می کند.

البته حتی شاید بتوان گفت که مدیریت به معنای واقعی در نظام مدیریت روستایی کشور در سطوح پایین تر وجود ندارد!! چرا که مدیریت و سیستم مدیریتی، نیاز به اختیارات و ابزار ارادی دارد که بایستی با تفویض اختیارات از سطوح بالاتر و ایجاد تمرکز زدایی در کل سیستم مدیریت انجام شود. اما آنچه در کشور ما مشاهده می شود نشان از آن دارد که به رغم وجود سطوح مختلف مدیریتی، به علت عدم تفویض اختیارات لازم و عدم تمرکز زدایی (و فقط با ایجاد تغییرات ظاهری در نظام مدیریت)، زیر سیستم های مدیریتی سطوح پایین تر و مدیران آنها به ویژه مدیریت روستایی کشور، از یک ساختار واقعی و منطقی مدیریتی و حوزه ی اختیارات و وظایف مشخص، بی بهره باشد.

نمونه ی بارز چنین امری را می توان در تشکیلات پایین ترین سطح مدیریت روستایی کشور یعنی دهیاری ها و در کنار آن شوراهای اسلامی روستاها مشاهده کرد. در قانون دهیاری ها مصوب 8/12/1380 در ماده ی مربوطه (ماده ی 10) تعداد 48 بند به عنوان وظایف دهیاری ها (مجله ی دهیاریها، شماره ی اول، ص 36) برشمرده شده است که گستره ی وسیعی را شامل می شود. در حالی که تمامی این بندها وظایف دهیار را بر می شمرد، بنابراین منطقی به نظر می رسد که برای اجرای این وظایف منابع کافی و اختیارات لازم به دهیاری ها داده شود. ولی در اینجا چنین امری صورت نپذیرفته است. در عین حال که اختیارات لازم به دهیاری ها داده نشده است تا به معنای واقعی روستاها را مدیریت کنند، بلکه آنها را نهادی خود گردان (همچون شهرداری ها) دانسته و در واقع به نوعی می توان گفت که دولت با این کار اصطلاحا روستاها را از سر خود باز کرده است!! در زمینه ی مدیریت، دولت بدون ایجاد یک تمرکز زدایی واقعی، روستاها را به حال خود رها کرده است ولی خود در می خواهد بر آن نظارت دائمی داشته باشد؛ از کوچکترین مسائل تا بزرگترین آنها!!

در کنار دهیاری ها که زیر نظر وزارت کشور است، بحث شوراها نیز مطرح می شود که زیر نظر مجلس شورای اسلامی است و علاوه بر آنها بنیاد مسکن انقلاب اسلامی نیز خود را مسول اداره ی روستاها میداند. به این جمع وزارت جهاد کشاورزی را نیز می توان اضافه کرد. بسیاری از مسولیت های این سازمان ها و نهادها در راستای یکدیگر و موازی است و در عین حال برخی از مسائل نیز توسط هیچ یک از آنها رسیدگی نمی شود!!

در پایان، باید یادآور شد که در نظام مدیریتی کشور شاید بتوان ریشه هایی از نظریه ی بوروکراسی را نیز مشاهده کرد. از جمله وجود سلسله مراتب بسیار، قوانین و مقررات فراوان. ولی تمامی این ویژگی ها از خصلت مهم دقیق بودن و داشتن هدف منطقی و سنجیده و تقسیم کار دقیق بی بهره است.

شاید بتوان در یک تصویر سازی ذهنی، ساختار مغشوش مدیریت روستایی کشور را در شکل زیر نشان داد:

نمودار ذهنی مدیریت روستایی ایران 

 

 نموداری ذهنی از وضعیت مدیریت روستایی کشور!! (نگارنده)

 

چالش های مدیریت روستایی در ایران و راهکارهای پیشنهادی

در نهایت اینکه، مدیریت روستایی کشور با چالش های عمده ای روبروست که شاید بد نباشد در انتهای بحث اشاره ای به برخی از آنها داشته باشیم.

تجربه مدیریت روستایی در ایران شامل دو بخش است . بخش اول تا دوره اصلاحات ارضی که با مدیریت مالک بوده است و بدون ارزش گذاری اخلاقی خوب یا بد، کارکرد نسبتا قابل قبولی داشت. اما بخش دوم که پس از اصلاحات ارضی قابل مشاهده است و با ورود دولت به روستاها مطرح می شود و آن مدیریتی دولتی است.

این مدیریت که بحث ما را تشکیل می دهد همواره با چندین مشکل مواجه بوده است. البته لازم به ذکر است این مدیریت مسائل پشت پرده ای نیز دنبال می کرده است که باعث عدم توجه وافی به پیش زمینه های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و... در اجرای صحیح این مدیریت در روستاها شده است. از مسائل پشت پرده می توان به اهتمام دولت و بوروکراسی دولتی برای ورود به روستاها و تحکیم پایه های سیاسی خود نام برد و دیگری تبدیل روستاییان به مصرف کنندگان تولیدات مصرفی چه غربی و چه داخلی و در یک معنا ورود در نظام جهانی سرمایه داری.

اما مشکلات این مدیریت عبارتند از:

1- تمرکز گرایی و عدم واگذاری امور مختلف به مردم که ریشه در گذشته های تاریخی و پا به پای حکومت های تمرکز گرا از 2500 سال پیش تا حال وجود داشته و این روحیه، همیشه باعث جدایی مردم از حکومت بوده است.

2- برنامه ریزی بخشی به صورتی که هر بخش یا سازمانی برای خود برنامه ای خاص داشته و عدم هماهنگی این سازمان ها  با هم که مشکلات زیادی از لحاظ تداخل وظایف و عملکرد ها به وجود می آورد.

3- نبود متولی مشخص برای مدیریت و برنامه ریزی توسعه روستایی  

پا به پای این مشکلات عوامل تشدید کننده ای مثل درآمد نفتی که 95 درصد بودجه کشور را تشکیل می دهد که این خود عاملی مهم در عدم نیاز دولت به مردم است همچنین مصرف انبوه و تبلیغات گسترده به منظور مصرف انبوه در شرایطی که تولی انبوه نداریم بعلاوه عدم وجود عزم راسخ دولت برای تحقق توسعه روستایی در کشور از مسائلی است که گریبان گیر مدیریت روستایی کشور است.

در چنین وضعی چندین راهکار قابل پیشنهاد است:

1- با فرض پذیرش تمرکزگرایی و بروکراسی سازمانی گسترده و نگاه به حداقل دخالت مردم مخصوصاً در تصمیم گیری، در این صورت باید یک نظام برنامه ریزی قوی و با تکیه بر برنامه ریزی منطقه ای و آمایش سرزمینی وارد عمل شده و وظایف همه سازمان های درگیر با روستا را یکپارچه نماید. یعنی برنامه ریزی از بالا و ارشادی صورت گیرد و در این برنامه ریزی یا وظایف همه سازمان های مرتبط با روستا یا به یک سازمان سپرده شود و یا هماهنگی های لازم در مرکز نظام برنامه ریزی انجام گیرد. شبیه چیزی که در کشورهای کمونیستی اجرا می شود.

البته برای فرض فوق انتقاداتی نیز وارد است . این که این نوع مدیریت  در 40 سال فعالیت خود جواب نداده است. ولی جواب این است که این راهکار هم به درستی اجرا نشده است.

2- فرض دوم این است که ما از حداقل دخالت دولت در برنامه ریزی ها استفاده نماییم به این صورت که ساختار متمرکز اداری و سیاسی و حتی الامکان اقتصادی را نیز را تعدیل نموده و هر استانی برای خود برنامه ریزی داشته باشد یعنی ما در این نوع برنامه ریزی امور مختلف را خرد کرده و برخی از امور ملی و نظامی را به دولت مرکزی و امور مربوط به اقتصادی، اجتماعی، برنامه ریزی و... به حیطه نظارت استان ها واگذار نماییم. مالیات ها و درآمدهای هر استانی در همان استان مورد استفاده قرار گیرد و در آمدهای ملی و نفتی نیز در امور زیربنایی ، تولیدی و غیره صرف و سرمایه گذاری گردد و حتی در صورت لزوم بخشی از این در آمد نیز به استان ها تعلق گیرد. این راهکار مستلزم اعتماد به مردم و داشتن دغدغه واقعی توسعه و واگذاری امور به مردم است.

 در این راهبرد می توانیم کلیه وظایف ادارات روستا را به یک ارگان واگذار نماییم. شبیه چیزی که در روستاهای هند جاری است که کلیه امور روستا را به عهده انجمن ده می باشد.

 

3- راهکار سوم این است که ما از الگوی مدیریت روستایی قبل از اصلاحات ارضی استفاده نماییم. قبل از اصلاحات ارضی اداره روستا به صورت رعیت، مالک و دولت بوده است. و در این این الگوی سه جانبه روستایی فقط با مالک در ارتباط بوده است. پس بنابراین دولت برنامه ریزی های کلی را انجام دهد و در سطح مالک یک تشکل، انجمن یا هرچیز دیگر که بر اساس مشارکت و انتخاب مردمی باشد جای اورا بگیرد و در حکم مالک قبل از اصلاحات ارضی به مدیریت همه جانبه روستا بپردازد و روستاییان به جای مراجعه به سازمان های مختلف به آن جا مراجعه نمایند. سازمانهای مختلف و ارگان های مربوط با روستا نیز به همین جا ختم شوند. این تشکل در هیات یک هماهنگ کننده سازمان های مختلف مرتبط با روستا عمل کرده و فعالیت های همه آن ها به اینجا ختم شود. بعلاوه این سازمان اولویت ها ، طرحها، برنامه ها و خواسته های روستاییان را نیز به تشکیلات بالاتر منعکس کرده و یک مشارکت از پایین گسترش می یابد. این راهکار نیازمند مشارکت مردم و تا حدودی گذشت بعضی از دستگاه ها از جزئی از وظایف خود است (http://www.tarjomaan.blogfa.com/).

منابع

1)     استونر، جیمز ای. اف، ادوارد آر. فریمن. و دانیل آر گیلبرت، مدیریت: مقدمه ای بر مدیریت، مدیریت در قرن بیست و یکم، دفتر برنامه ریزی، ترجمه ی علی پارساییان و سید محمد اعرابی دفتر پژوهش های فرهنگی، 1379

2)     پرهیزگار، کمال، تئوری های مدیریت، نشر دیدار، تهران، 1382

3)     حیدری، میر مجتبی و ابوالفضل رنجبر ، مدیریت اقتضایی بحران زلزله با استفاده از تئوری منطق فازی و فناوری موبایل GIS مجموعه مقالات اولین همایش ملی مدیریت بحران زلزله در شهرهای دارای بافت تاریخی، دانشگاه یزد، 1385

4)     رضائیان، علی، اصول مدیریت، انتشارات سمت، ۱۳۸۳.

5)        رضائیان، علی، مبانی سازمان و مدیریت، انتشارات سمت، 1387

6)     صادقی چم چنگی،  سلیمان، نظام مدیریت روستایی و نقش مشارکت آن در اجرای طرحهای عمرانی (مطالعه موردی بخش سامان)، پایان نامه ی کارشناسی ارشد، 1380، دانشگاه تهران

7)     مجله ی دهیاریها، شماره ی اول، خرداد ماه 1382

8)     نجفی کانی، علی اکبر، دهیاری‌ها، تجربه ای دیگر در مدیریت روستاهای ایران(نمونه موردی : دهیاری‌های استان آذربایجان غربی)، (از سایت نشریات الکترونیکی دانشگاه تهران که فقط اسم و عنوان را درج کرده بود!!)

9)      http://www.bonyadmaskan.com

10)        http://www.hamshahrionline.ir

11)        http://www.iranculture.org(http://nigeria.gov.ng.

12)        http://www.kwarastate.gov.ng

13)        http://www.moi.ir

14)        http://www.maj.ir

15)        http://www.tarjomaan.blogfa.com

16)        http://www.wikipedia.org

17)        Nigerian National Planning Commission، 2004

18)     Elumilade,  D.A.  & T.O. Asaolu & S.A. Adereti, Apprasing the institutional framework for poverty alleviation programs in Nigeria, Institutional Research Journal of Finance Economics, issu 3, 2006, Euro Journals Publish, Inc, 2006

19)        Garuba, Ayo, Adult education & poverty alleviation programs in Nigeria, a case for harmonisation, , Federal Collage of Yola, Nigeria, 145-150, University of Glasgow, Scotland. (http://www.gla.ac.uk/centres/cradall/docs/Botswana-papers/Garubafinal_30.pdf)

20)        Obadn, Mike I., Poverty Reduction In Ngeria: The Way Forward, CBN Economic & Financial Review, Vol. 39 N0. 4, 2002, (http://www.cenbank.org/out/Publications/efr/RD/2002/efrVol39-4-3.pdf)

 

 

 



:: برچسب‌ها: مدیریت روستایی, ایران
دانشجوی دکترای جغرافیا و برنامه ریزی روستایی دانشگاه خوارزمی. ضمنا از بازدیدکنندگا محترم وبلاگ تقاضا دارم در صورتی که مشکلی در مشاهده ی مطالب یا دانلود فایل ها دارن، از طریق ایمیل به من اطلاع بدن. ممنون
  :: مجید قرنجیک
Locations of visitors to this page :. چت با مديريت .:
کد وضعيت ياهو در وبلاگ