تاریخ :  ۱۳٩٤/٢/۱٥
نویسنده :  مجید قرنجیک

رابطه‌ی شهر و روستا؛ رابطه‌ی حوزه‌ی روستایی با شهر مرکزی (بندرترکمن)؛ یک دیدگاه شخصی

یکی از مباحث مهم در مطالعات روستایی، رابطه‌ی شهر و روستا و ویژگی‌های آن است. در این زمینه می‌توان به دو موضوع اشاره نمود:

اول اینکه رابطه‌ی شهر با حوزه‌ی روستایی پیرامون آن از چه سیاستی پیروی می‌کند؟ به عبارت دیگر برنامه‌ریزان و دست‌اندرکاران اجرایی تحت چه نظام فکری در این زمینه مبادرت به برنامه‌ریزی و سیاستگذاری می‌کنند؟

و دوم اینکه در عمل سیاستگذاری و برنامه‌ریزی آنها به چه نتیجه‌ای منجر شده است؟ یعنی رابطه‌ی واقعی موجود بین این دو حوزه‌ی سکونتگاهی را با چه دیدگاهی می‌توان توصیف نمود؟

در این میان باید به تفاوت‌های مکانی، فضایی، اجتماعی، طبیعی و در یک کلام «تفاوت‌های جغرافیایی» مناطق مختلف توجه نمود. یعنی نمی‌توان یک نتیجه را به راحتی به همه‌ی مناطق تسری داد.


این مقدمه‌ی بحث کوتاهی است درباره‌ی روابط شهر بندرترکمن با حوزه‌ی روستایی اطراف آن از دیدگاه نظری. شهرستان ترکمن به مرکزیت شهر بندرترکمن با جمعیتی در حدود 75 هزار نفر که از این تعداد حدود 50 هزار نفر آنان ساکن شهر بندرترکمن و بقیه در نواحی روستایی تابعه‌ی آن سکونت دارند. ساختارهایی اداری- سیاسی و اقتصادی در طول سالیان طولانی توسط سیاستگذاری‌های برنامه‌ریزان دولتی در کل کشور و به تبع آن در این منطقه حاکم شده است. کمی تفکر و تعمق وضع موجود در این زمینه ما را به این نتیجه می‌رساند که به نظر می‌رسد سیاستگذاری‌های دولتی در زمینه‌ی رشد و توسعه‌ی این منطقه نشئت گرفته از رویکرد «قطب رشد پرو» باشد. طبق این رویکرد «قطب رشد مجموعه‌ای از فعالیت‌های اقتصادی متمرکز در یک کانون معین است که بر اساس نظریه قادر است به شیوه‌های نوآورانه، رشد سایر مجموعه‌ها را نیز زمینه‌سازی کند» (عزیزپور و محسن‌زاده، 1391، 26).

به اعتقاد پرو، رشد موضوعی است که به طور یکنواخت و همزمان ایجاد نمی‌شود و نیازمند کانون‌هایی برای شروع و گسترش رشد است. در اینجا بحث صرفه‌جویی‌های ناشی از مقیاس نیز وجود دارد که به نظر می‌رسد به شدت توسط سیاستگذاران در کشور ما دنبال می‌شود. به طوری که شاید بتوان گفت دلیل اصلی مباحثی از قبیل اثر پخش (گسترش رشد در نتیجه‌ی تمرکز در کانون) باشد (به علت محدودیت منابع و مدیریت در کشور). ایجاد و تمرکز ساختارهای مختلف اداری- سیاسی و اقتصادی در مرکزیت شهری و عدم توجه ساختاری به روستاهای اطراف می‌تواند بیانگر تسلط شدید این رویکرد در اذهان سیاستگذاران کشور و منطقه باشد.

اما به نظر می‌رسد که در عمل نه تنها این سیاست به درستی اجرا نشده (جدای از ضعف‌های آن) بلکه وضع موجود و تحولات سال‌های اخیر نشان‌دهنده‌ی این موضوع است که در واقع رویکرد دیگری عملکرد و نتایج این سیاستگذاری‌ها را در رابطه‌ی شهر بندرترکمن با حوزه‌ی روستایی آن نشان می‌دهد. رویکرد مذکور همان رویکرد «مرکز- پیرامون فریدمن» است. گرچه این دو رویکرد نقاط تشابه زیادی دارند. یکی از نکاتی که فریدمن می‌گویدف وابستگی و سلطه‌پذیری پیرامون به مرکز است که دقیقا در این منطقه شاهد آن هستیم. به طوری که در سالیان اخیر این امر بیشتر ملاحظه می‌شود. به طور مثال، بخشی از نیازهای روستاییان که تا همین چند سال اخیر از تولیدات خود روستاها تامین می‌شد، دیگر از شهر تامین می‌شود. محصولات مذکور مستقیما به شهر رفته و سپس «روستاییان تولید کننده» آن را از شهر تهیه می‌کنند. نمونه‌ی بارز این موضوع تولید لبنیات است. در حالی که تا چندی پیش لبنیات با هزینه‌ی کمتر و کیفیت بهتر و به صورت طبیعی داخل خود روستا مصرف می‌شد، در سالیان اخیر ماده‌ی خام آن یعنی شیر، از سطح روستاها جمع‌آوری شده و همان روستایی نیاز خود را از سطح شهر تامین می‌کند که خود مستلزم هزینه‌ی بیشتر است. یکی دیگر از موضوعات در زمینه‌ی نیازهای اداری روستاییان است. مثال مشخص آن کارکردهای مراکز ICT روستایی است. در ابتدا بکی از اهداف اصلی این مراکز کاهش مراجعات روستاییان به شهرها بود تا آنها بخش زیادی از نیازهای اداری، اطلاعاتی و مانند آن را در خود روستا انجام دهند. اما کمی بررسی نشان می‌دهد که این مراکز به جای افزایش کارایی و بهبود خدمات‌رسانی در روستاها، رو به افول رفته و بسیاری از کارکردهایشان را به همتایان شهری خود (از جمله مراکز پلیس + 10 و دفاتر پیشخوان دولت) سپرد‌ه‌اند. ادامه‌ی این روند ما را به این نتیجه می‌رساند که رویکردی که بر مناسبات شهر و روستا در این منطقه حاکم شده دقیقا با مرحله‌ی دوم رویکرد «مرکز- پیرامون» منطبق است. آنجایی که فریدمن مسیر تحول سازمان فضایی- اقتصادی را به چهار مرحله تقسیم می‌کند. مطمئنا در حال حاضر مرحله‌ی اول این فرآیند تحول مدت‌های مدیدی است که طی شده است. وی در مرحله‌ی دوم اعتقاد دارد که:

«این مرحله با تسلط شهر مرکزی بر پیرامون مشخص می‌شود. شهر مرکزی با ایجاد رابطه‌ی استعماری و اعمال سیطره‌ی اقتصادی خود بر پیرامون سبب انتقال منابع، کالا، سرمایه و ... به سود خود می‌شود. اعمال یک سیاست درست فضایی در این مرحله در جهت اصلاح ساختار فضایی لازم است» (عزیزپور و محسن‌زاده، 1391، 37). از سوی دیگر، این شرایط واجد دو اصل از اصول حاکم بر مدل فریدمن است. یکی از این اصول رابطه‌ی مرکز- پیرامون را یک رابطه‌ی استعماری می‌داند و اصل دیگر معتقد است که در این رابطه تا وقتی پیرامون یک تولیدکننده‌ی کشاورزی صرف بماند، رابطه‌ای به سود مرکز خواهیم داشت.

آیا این مسیر تحول به مراحل سوم و چهارم بیان شده در این رویکرد خواهد انجامید؟ آنجایی که سازمان فضایی و نظامی قوی و کارا در سطح فضا شکل می‌گیرد.

**********************

دوستان عزیزی که مطلب منو خوندید، لطفا نظرتون رو درباره نوشته ی من باهام درمیون بزارید و نقدش کنید. به ویژه اگه تجربه ای در این زمینه دارید. ممنون میشم.

**********************

***********

منابع:

عزیزپور، فرهاد و آرمین محسن‌زاده (1391)، نظریه‌ها و رویکردهای سازمان‌یابی فضایی سکونتگاه‌های روستایی، بنیاد مسکن انقلاب اسلامیف تهران.



:: برچسب‌ها: برنامه ریزی روستایی, شهرستان ترکمن, بندرترکمن, نظریه های روستایی
دانشجوی دکترای جغرافیا و برنامه ریزی روستایی دانشگاه خوارزمی. ضمنا از بازدیدکنندگا محترم وبلاگ تقاضا دارم در صورتی که مشکلی در مشاهده ی مطالب یا دانلود فایل ها دارن، از طریق ایمیل به من اطلاع بدن. ممنون
  :: مجید قرنجیک
Locations of visitors to this page :. چت با مديريت .:
کد وضعيت ياهو در وبلاگ