تاریخ :  ۱۳٩۳/٦/۳۱
نویسنده :  مجید قرنجیک

جغرافیا و نقش آن در برنامه‌ریزی روستایی

عبدالمجید قرنجیک، دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه‌ریزی روستایی دانشگاه خوارزمی

برات محمدی،کارشناس ارشدجغرافیا وبرنامه‌ریزی‌روستایی و دبیرمناطق ویژه اقتصادی سازمان همیاری شهرداری‌های استان کرمانشاه

 

چکیده

جغرافیا علمی است پایه که ساماندهی فضا و آمایش (برنامه‌ریزی نوین هم فنی و هم انسانی) سرزمین را بر عهده دارد. با توجه به جایگاه جامعه‌ی روستایی در زمینه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی توجه به روستا امری انکار ناپذیر به نظر می‌رسد. یکی از علومی که به این موضوع توجه می‌کند علم جغرافیا و جغرافیای روستایی است. پژوهش حاضر به روش توصیفی، تحلیلی و با بهره‌گیری از مطالعات اسنادی به بررسی نقش جغرافیا در برنامه‌ریزی روستایی پرداخته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که روند تحولات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی چند دهه اخیر و گوناگونی بستر جغرافیایی، موجب شکل گیری نظام فضایی نامتعادل در سطح سکونتگاه‌های روستایی شده است. کاربرد این علم در راستای توسعه‌ی روستایی از ابعاد مختلفی صورت می‌گیرد. از جمله‌ی آنها می‌توان به کاربردهای ژئومورفولوژی، اقلیم، سیستم اطلاعاتات جغرافیایی و مانند آنها در برنامه‌ریزی و توسعه‌ی روستایی اشاره نمود. جغرافیا توانایی بررسی و شناخت چالش‌های توسعه و توسعه‌ی روستایی دارد و می‌تواند به ارائه‌ی راهکارهایی برای مقابله با آنها بپردازد و در نهایت منجر به توسعه‌ی ملی گردد.

 واژگان کلیدی: جغرافیا، توسعه روستایی، نظام برنامه ریزی، توسعه روستایی، توسعه پایدار.

متن کامل مقاله در ادامه ی مطلب

 


مقدمه

برای پی بردن به ارزش و تاثیر «علم جغرافیا» می‌توانیم گذران یک روز زندگی خود را مرور کنیم و ببینیم که چگونه در طول روز با علم جغرافیا در ارتباطی نزدیک هستیم. هرگاه به موارد روزمره زندگی خود فکر کنیم و بدانیم که هر یک امورات زندگی روزمره ما (مانند خوراک، پوشاک، وسایل کار و. . . ) از چه مناطقی، به چه طریقی و تحت چه شرایطی به دست ما رسیده اند، در این صورت به تاثیر ارزش آگاهی از «علم جغرافیا» پی می‌بریم و می‌توانیم در برنامه‌ریزی‌ها و تصمیم گیری‌های خود، هوشیارتر و آگاه تر باشیم. یکی از موضوعات برنامه‌ریزی در جغرافیا همانا بحث روستا و توسعه روستایی است.

روستا جامعه‌ای است که دارای ابعاد اجتماعی مختلف است و نیازمند توسعه همه‌جانبه است نه صرفاً توسعه کسب ‌و کار و نظامی به نام «کشاورزی». هرچند باید گفت که از طریق توسعه کشاورزی موفق نیز الزاما توسعه روستایی محقق نمی‌شود. چون اولاً فواید توسعه کشاورزی عاید همه روستاییان نمی‌شود (بیشتر عاید زمین‌داران، بخصوص مالکان بزرگ، می‌شود)، ثانیاً افزایش بهره‌وری کشاورزی باعث کاهش نیاز به نیروی انسانی می‌شود (حداقل در درازمدت) و این خود باعث کاهش اشتغال روستاییان و فقر روزافزون آنان و مهاجرت بیشتر به سمت شهرها می‌شود (استعلاجی، 1381).

تاکنون، همه شاخه‌های دانش بشری، هریک به نحوی عامل توسعه را مورد سنجش و ارزیابی قرار داده اند، اما تنها توانسته اند گوشه‌هایی از واقعیت‌ها را نشان دهند. در این میان، شاید تنها شاخه ای از علوم که می تواند در مفهوم توسعه با توجه به رابطه انسان و طبیعت داوری کند دانش جغرافیا باشد (رضوانی، 1385، 25). چرا که در جغرافیا، هم محیط‌های طبیعی بررسی می شود و هم عکس العمل‌های محیط اجتماعی بررسی می گردد. می‌توان گفت جغرافیا دیدی سیستمی به محقق می‌دهد. از این رو، اغلب جغرافی دانان در شناخت میزان توسعه نواحی، از معیارهای جغرافیایی مدد می گیرند. همان طور که در تعریف علم جغرافیا آمد، انسان و محیط دو عامل اصلی در علم جغرافیا محسوب میشود. در طول زمان انسان فهمید که می‌تواند بسیاری از نیازهایش را از محیط طبیعی بدون هیچ به دست آورد، اما اگر بخواهد از اطراف خود استفاده بیشتری ببرد لازم است تا در این محیط تغییراتی ایجاد کند. به این ترتیب، محیط طبیعی به محیط جغرافیایی تبدیل شد.

در این میان، جامعه روستایی به عنوان روش ویژه زندگی به خوبی می تواند همچون یک سیستم در نظر گرفته شود. اجزای سیستم روستایی مجموعه ای از نهاد‌های اجتماعی، اقتصادی، الگوهای توزیع منابع، شیوه‌های تولید و قوانین رفتاری مربوط به خود است لذا سیستم روستایی را می توان به مثابه مجموعه ای از اجزای یاد شده، تعریف کرد که در کنش متقابل یا وابستگی با یکدیگر قرار دارند.

چنانکه می دانیم اقتصاد کشور‌های جهان سوم از جمله کشور ما اغلب بر تولیدات کشاورزی متکی است و فعالیتهای کشاورزی هم، غالبا در روستاها انجام می شود. لذا از یک طرف به خاطر بهبود بخشیدن به روشهای سنتی تولیدات کشاورزی و بهره برداری بهینه از زمین و منابع تولید و توزیع محصولات کشاورزی و از سوی دیگر تخفیف گرسنگی و محو فقر و از طرف دیگر به منظور نو سازی اجتماعی و فرهنگی روستاها که خود منبعث از توجه به مسائل انسانی و ضرورت‌های سیاسی است، موضوع توسعه روستایی و اهمیت آن آشکار می گردد.

الگوهای متنوعی برای توسعه روستایی تجربه شده که عمدتا دستاوردهای مطلوبی نداشته و هنوز سهم جوامع روستایی جهان سوم از توسعه و پیشرفت بسیار اندک است و اکثر فقرای این کشورها یا در روستاها بسر می برند و یا شهرنشینانی عمدتا حاشیه نشین با منشاء روستایی بوده اند (هاشمی و ایمنی قشلاق، 1386، 4).

بدین ترتیب آنچه گفته شد بیانگر اهمیت بررسی ارتباط میان جغرافیا و توسعه روستایی است. با توجه به مطالب پیش‌گفته، تحقیق حاضر در پی آن است که برای این پرسش اساسی که دانش جغرافیا چه نقشی در توسعه روستایی دارد، پاسخی درخور جستجو کند. براین اساس، تعدادی سوال فرعی نیز قابل طرح خواهدبود:

  • جغرافیا چیست؟
  • توسعه یعنی چه؟
  • توسعه روستایی به چه معناست؟
  • و در نهایت اینکه جغرافیا چه نقشی در توسعه روستایی دارد؟

 

روش تحقیق

در هر پژوهشی برای دستیابی به اهداف تعیین شده، لازم است تا روش شناسی خاصی برحسب موضوع، اهداف و نوع مطالعه اتخاذ و یا تدوین گردد. در اینجا نیز با توجه به سوالات و اهداف پژوهش، نیاز است تا روش‌شناسی متناسب با آنها اتخاذ گشته و مبنای کار قرار گیرد. منظور از روش‌شناسی، بیان و ارائه‌ی هدفمند اصول و چارچوبی است که راهنمای انجام تحقیق باشد (مهدیزاده، ۱۳۸۱، ۱۵).

با توجه به آنچه تاکنون بیان شد، روش این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی می‌باشد. بر این اساس و با تکیه بر مطالعات اسنادی به صورت استفاده از منابع کتابخانه‌ای و پایگاه‌های اینترنتی اطلاعات لازم جمع‌آوری شد. نتایج حاصل از این فرآیند مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته تا به سوالات تحقیق پاسخ داده و به اهداف آن دست یابیم.

 

مفاهیم

محیط طبیعی و محیط جغرافیایی: کلمه محیط کاربرد و معانی متفاوت و متنوعی دارد؛ از جمله در علم جغرافیا به زمین و آب  گفته می‌شود. در جامعه شناسی به سازمانهای اجتماعی و فرایندها، در روان شناسی به مردم و شخصیت فردی آنها و در معماری به ساختمآنها و بناها و محیط‌های باز و منظر، واژه محیط اطلاق می‌شود. بعضی از تحلیل‌ها بین محیط‌های کالبدی، اجتماعی، روان شناختی و رفتاری تمایز قائل شده اند. محیط کالبدی شامل مکانهای زمینی و جغرافیایی، محیط اجتماعی شامل نهادهای متشکل از افراد و گروه‌ها، محیط روان شناختی شامل تصاویر ذهنی مردم، و محیط رفتاری مجموعه عواملی است که به آن واکنش نشان می‌دهد. نکته اصلی این دسته بندی‌ها و طبقه بندی‌های مشابه، تمایز بین جهان واقعی، حقیقی یا اطراف انسان و جهان پدیدار شناختی است که خود آگاه یا ناخودآگاه الگوهای رفتاری و واکنش‌های روحی مردم را تحت تاثیر قرار می‌دهد (نیلی و یوسفی، 1389، 472).

 جغرافیا و رابطه انسان و محیط: همان طور که در تعریف علم جغرافیا خواندید، انسان و محیط دو عامل اصلی در علم جغرافیا محسوب  می‌شود. انسان تنها آقریده هوشمند خداوند است. هوش و خلاقیت انسان به او کمک می‌کند تا بتواند از امکانات اطراف خود به بهترین شکل استفاده کند. در اطراف ما پدیده‌های مختلفی مانند کوه، دره، رود، دریاچه، جنگل، بیابان و. . . وجود دارد. در طول زمان انسان فهمید که می‌تواند بسیاری از نیازهایش را از محیط طبیعی بدون هیچ به دست آورد، اما اگر بخواهد از اطراف خود استفاده بیش تری ببرد لازم است تا در این محیط تغییراتی ایجاد کند. به این ترتیب، محیط طبیعی به محیط جغرافیایی تبدیل شد. چگونگی رابطه انسان با محیط در همه جای کره ی زمین یکسان نیست. در بسیاری از مناطق (مانند مناطق قطبی) شرایط محیطی به گونه‌ای است که بهره برداری و زندگی در آن جا برای انسان از وسایل ابتدایی و ساده استفاده می‌کرد. بنابراین، محیط کم تر تغییر می‌کرد، اما با پیشرفت علوم و فناوری انسان از محیط بیش تر استفاده کرد و تغییرات زیادتری ایجاد کرده است، به عنوان مثال، انسان در گذشته با استفاده از مواد و مصالحی که که طبیعت در اختیارش می‌گذاشت برای خود مسکن می‌ساخت. اما امروزه منابع معدنی مختلف را از اعماق زمین بیرون می‌کشد. با تغییر این مواد اولیه در کارخانه‌ها، محصولات جدیدی تولید می‌کند، در نتیجه انسان با دخالت‌های خود در محیط، تغییراتی را به وجود آورده و آن را از حالت تعادل خارج کرده است.

توسعه روستایی: ادبیات توسعه روستایی تعاریف متعددی از توسعه روستایی را در خود دارد. هرچند این تعاریف مولفه‌های مشترک  فراوانی را در خود دارند، لیکن از تفاوت‌های  مشهودی نیز برخوردارند که این اختلاف ناشی از بینش نظری و سطح تحلیل و بررسی اختیار شده برای  تبیین موضوع است. برای تبیین مناسب تر فضای مفهومی توسعه روستایی به برخی از تعاریف مطرح شده اشاره میگردد. دیاسن معتقد است توسعه روشتایی راهبردی است که به منظور بهبود زندگی اقتصادی و اجتماعی گروه خاصی از مردم (روستاییان فقیر) طراحی شده است. این فرایند شامل بسط منافع توسعه در میان فقیر ترین اقشاری است که در مناطق روستایی در پی کسب معاش هستند. این گروه شامل کشاورزان خرده پا، خوش نشینان و کشاورزان بی زمین است (ازکیا به نقل از دیاسن، 1368، 73). در نتیجه توسعه روستایی شامل فرایند عمیقی از تغییرات در کل جامعه است.

این فرایند روشی برای افزایش فرصت‌های قابل دسترسی برای فرد و افزایش امکانات بهره وری از آنهاست. توسعه روستایی به نوین سازی جامعه روستایی می‌پردازد و آن را از یک انزوای سنتی به به جامعه‌ای تغییر خواهد داد که با اقتصاد ملی عجین شده است. بنابراین «هدف‌های توسعه روستایی در محدوده یک بخش خلاصه نمی‌شود، بلکه مواردی چون بهبود و بهره وری، افزایش اشتغال، تامین حداقل قابل قبئل غذا، مسکن، آموزش و بهداشت را در بر می‌گیرد» (مهندسان مشاور، 1371، 20). بانک جهانی در سال 1975 عنوان داشته توسعه روستایی راهبردی است که برای بهبود زندگی اقتصادی و اجتماعی گروه‌های خاصی از مردم – روستاییان فقیر- طراحی شده است. این امر متضمن انتقال منافع به افراد بسیار فقیری است که در نواحی روستایی در پی تامین معاش اند. این گروه شامل کشاورزان خرده پا، اجاره داران و افراد فاقد زمین است (چمبرز، 1376، 186). به تعبیر لی و چئودری این تعریف با راهبرد رشد همراه با عدالت یا توزیع مجدد تئام با رشد، شناخته می‌شود که برافزلیش تولید، بهره وری، اشتغال و بسیج منابع تاکید دارد. آنها معتقدند که توزیع مجدد منابع مورد نظر در این تعریف محدود به توزیع مجدد درآمدهای اضافی میشود و توزیع مجدد در قالب بازسازینظام تولید، یا توزیع مجدد دارایی‌ها را موجب نمی شود. عنایت الله برای توسعه روستایی از مولفه‌هایی چون افزایش بازدهی کشاورزی، دگرگونی در نسبت‌های بیکاری و میزان اشتغال، دگرگونی در توزیع درآمد، دگرگونی در مالیلت ارضی، دگرگونی در هرم قدرت، و تحول در الگو‌های مشارکت در تصمیم گیری، افزایش در تحرک اجتماعی که موجب تغییر در نظام قشر بندی و قدرت و نیز دگرگونی در شاخص‌هایی چون سطح تحصیلات، دسترسی به امکانات آموزشی، نسبت به جمعیت پزشک، تعداد درمانگاه‌ها، وضع سکونت، راه‌های روستایی، برق رسانی، تغذیه و نیز دگرگونی در ارزشها، باورها و گرایش‌ها میگردد، یاذ میکند و اکیپ توسعه روستایی را به عنوان فرایندی که از طریق کوشش‌های جمعی در پی بهبود در بهزیستی و خودیابی مردمی است که در خارج  از مناطق شهری زندگی می‌کنند تعریف کرده است. به نظر او هدف توسعه روستایی باید بسط و گسترش دامنه فرصت‌ها برای مردم روستایی باشد. در بیان فضای مفهومی توسعه روستایی به این نکته نیز باید اشاره شود که در دوره اخیر توسعه روستایی در قالب توسعه مشارکتی نیز مطرح شده که در بردارنده ابعاد توسعه روستایی یکپارچه و مشارکت مردم است. یاداو معتقد است که افزایش تولید و بهره وری، برابری در دسترسی به فرصت‌های کسب درآمد، دسترسی به خدمات عمومی و دسترسی به نهادهای تولیدی، اشتغال سودمند، اعتماد به نفس، مشارکت مردم در فرایند توسعه و توازن بوم شناختی هدف‌هایی وابسته به یکدیگرند که برداشت یکپارچه از توسعه روستایی را مطرح می‌کند (یادو، 1365، 94)

عبارت است از افزایش کمی ثروت و تحول کیفی نظام اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی روستا. معنای لغوی توسعه حاوی مفاهیم و اشارات روشنی دایر بر پیشرفت، بسط، ترقی، نمو و نیز گسترش دامنه فعالیت‌ها است به عبارتی توسعه عبارت است از درجه‌ای از تحول که جامعه را براساس ویژگیهای مربوط برای نیل به آرمانها و اهداف خود هدایت می‌کند. (شهبازی،1372، 8).

یافته‌های تحقیق

ضرورت توسعه روستایی و نقش آن در توسعه ملی: شناخت دقیق مسایل مربوط به روستاهای ایران از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. زیرا ریشه تمامی مشکلات و مسائل عقب ماندگی مثل فقر گسترده، نابرابری در حال رشد، رشد سریع جمعیت و بیکاری فزاینده، در مناطق روستایی قرار دارد (تودارو، 1364، 255). یکی از اهداف کلان توسعه در اغلب کشورها و از جمله کشور ما، کاهش بیکاری و توسعه فعالیت‌های شغلی است. توسعه و عمران روستایی در چند دهه اخیر همواره یکی از دغدغه‌های اصلی توسعه در ایران و اکثر کشورهای در حال توسعه بوده است. در بسیاری از کشورها، توسعه روستائی به مثابه راهبردی با اهمیت برای تامین نیازهای اساسی و توزیع بهینه منافع ناشی از توسعه ملی تلقی شده و بدین منظور با شیوه‌های متعدد، الگوهای متنوعی برای توسعه روستایی تجربه شده که عمدتا دستاوردهای مطلوبی نداشته و هنوز سهم جوامع روستایی جهان سوم از توسعه و پیشرفت بسیار اندک است و اکثر فقرای این کشورها یا در روستاها بسر می برند و یا شهرنشینانی عمدتا حاشیه نشین با منشاء روستایی بوده اند. بانک جهانی سرانجام به این باور رسیده که توسعه روستایی، راهبردی برای بهبود زندگی اجتماعی و اقتصادی روستاییان فقیر و تلاشی همه جانبه برای کاهش فقر است که این امر با افزایش تولید و ارتقاء بهره وری در محیط روستائی میسر می گردد. توسعه روستایی یا نوین‌سازی جامعه روستایی بایستی این جامعه را از انزوای سنتی بیرون آورده و با اقتصاد ملی عجین سازد. به همین جهت توسعه روستائی تلاشی فراگیر است که به محدوده یک بخش خلاصه نمی‌شود و کلیه بخش‌ها و زمینه‌های اجتماعی، اقتصادی، فیزیکی و. . . . توسعه را در بر می گیرد (مشاورین DHV، 1979، 629). در ایران گرچه از ابتدای قرن حاضر تلاش‌های پراکنده ای برای توسعه روستایی آغاز شده و در تدوین برنامه‌های عمرانی کشور نیز تا حدودی مورد توجه قرار گرفته اما تغییر و تحول در جامعه روستایی ایران با انقلاب اسلامی ابعاد گسترده و عمیقی یافته‌است. هر چند به تناسب دگرگونی‌ها بر مسائل و چالش‌های توسعه روستایی نیز افزوده شده، بطوری که امروزه علاوه بر آن که بسیاری از مسائل دیرینه کماکان بجای مانده، چالش‌های نوینی نیز سر بر آورده‌اند. تا کنون راه حل‌های متفاوتی برای مقابله با بیکاری، توسعه فعالیت شغلی و توسعه روستایی ارایه شده است. به نظر والتر گالنسون عامل اصلی بیکاری در کشورهای در حال توسعه این است که زمین نمی تواند جمعیت روزن افزون روستاها را به کارگیرد و احتمال زیادی وجود دارد که اتوماسیون در آینده بسیار نزدیک موجب تنزل مطلق اشتغال در صنایع تولیدی شود. علاوه بر آن علیرغم اینکه صنایع کوچک تولیدی و صنایع دستی آماده استفاده وسیع از نیروی انسانی است، اما این استراتژی با مشکل رقابت در بازار فروش مواجه است (گالنسون، 1368، 38) با این حال برخی معتقدند که صنعتی شدن با ایجاد فرصتهای شغلی جدید، نرخ بیکاری را کاهش می دهد (طاهرخانی، 1379، 53). کارشناسان دفتر بین المللی کار معتقدند که رشد اقتصادی، شرط لازم ریشه کن کردن بیکاری و فقر است؛ اما تنها شرط نیست. همچنین مایکل تودارو برای اشتغال استراتژی جامع تدوین کرده و راه حل نهایی مساله بیکاری شهری را بهبود محیط روستایی می داند (تودارو، 1367، 455). اما در ایران عمران و توسعه روستایی به مقوله ای سهل و ممتنع تبدیل گشته است. سهل، زیرا روستاها هنوز بخش عمده ای از جمعیت را در خود جای داده اند، نقشی قابل توجه در تامین امنیت غذایی و تولید ایفا می کنند و آماده پذیرش وظایفی جدی تر در اقتصاد کشور هستند و. . . ممتنع، زیرا این مناطق فاقد اسناد مدیریتی در سطوح مختلف هستند و در نظام برنامه ریزی، تصمیم سازی و تصمیم گیری کشور جایگاهی قابل اعتنا ندارند و نسبت به توسعه آنها اعتقادی بنیادین وجود ندارد.

 بعلاوه از کارگزارانی آموزش دیده و معتقد به توسعه روستایی، در سطحی وسیع بهره نمی برند. فاقد یک مدل موفق برای ترویج و توسعه آن در سطح کشور هستند (یدقار، 1383، 72). یکی از خلاء‌های اساسی روستا‌های ایران، کمبود مطالعات و تحقیقات و ضعف شناخت در مورد آنهاست. بنابراین با توجه به پیچدگی مناطق روستایی نیاز عمیق به شناخت افزونتر آنها به منظور اتخاذ تصمیمات آگاهانه آشکار می‌شود. پیشینه توسعه، پیشینه توسعه بسیار وسیع است و دارای قدمتی هم‌پای با تغییرات طبیعی و اجتماعی در سطح کره زمین است. از دیدگاه طبیعی، سابقه توسعه، همزمان با تحولات زمین شناسی و از منظر اجتماعی برابر با مقارن جوامع بشری اولیه است. در ابتدا بحث از توسعه بیشتر با اصطلاح تکامل و پیشرفت انجام می شد. این کاربرد در آثار هربرت اسپنسر، سن سیمون، مارکس و. . . وجود دارد. به مرور زمان اصطلاح  توسعه جایگزین پیشرفت و تکامل گردید، داروین، هربرت اسپنسر و مارکس از پیشگامان اندیشه تکامل و توسعه در قرون جدید محسوب می شوند. جهانی شدن مقوله «توسعه» در طرح مسائل توسعه یافتگی بعضی کشورها و در مقابل، توسعه نیافتگی برخی دیگر، عمدتا پس از جنگ جهانی دوم و به دنبال بحث‌های اساسی در دوره بازسازی آغاز شد. از دهه 1950به بعد و در ارتباط با دگرگون سازی ساختاری کشورها و سرزمین‌ها، اصطلاح رشد مطرح شد که بیشتر بار اقتصادی داشت. منظور از رشد اقتصادی بطور کلی گسترش فعالیت‌های اقتصادی از طریق بهره گیری وسیع تر از منابع به منظور دستیابی به سطحی بالاتر از تولید اقتصادی بود. بعبارت دیگر رشد اقتصادی با افزایش سطح تولید ملی مترادف گردید (سعیدی، 1377، 154 و 155). 

کاربردهای جغرافیا در برنامه ریزی روستایی و توسعه روستایی

کاربرد جغرافیا و ژئومورفولوژی در برنامه ریزی روستایی؛ محل استقرار سکونتگاه‌ها و سایر تأسیساتی که انسان ایجاد می‌کند، کاملاً تحت تأثیر عوامل محیطی به ویژه ژئومورفولوژی و زمین شناسی است. امروزه به تبع رشد جمعیت، توسعه ساخت وسازها اجتناب ناپذیر است و تأثیر نامطلوب نیازهای بشر برروی زمین و همچنین بهره برداری از مناطق اطراف شهرها و روستاها برای ایجاد خانه و تأسیسات اقتصادی و صنعتی گسترشی روزافزون می‌یابد.

بررسی مشکلات مربوط به انتخاب مکان مناسب برای ایجاد شهرها، چگونگی استقرار ساختمانها درداخل روستاها، آثار توسعه روستاها روی زمینهای اطراف و نظایر اینها موضوعهای مورد مطالعه ژئومورفولوژی است.

کاربرد جغرافیا و اقلیم در برنامه ریزی روستایی: شرایط آب و هوایی به موازات سایر عوامل محیطی از مهمترین عوامل موثر در شکل گیری و تکوین روستاها و تداوم حیات آنها به شمار می‌آید. در واقع روستاها، عناصر روستایی وعملکرد آنها همواره از عناصر و عوامل آب و هوایی متأثر بوده و هستند. این تأثیر پذیری تا قبل از پیدایش شهرهای بزرگ تقریباً یکسویه بوده و از آن به بعد روستاها نیز در اوضاع اقلیمی فضای پیرامون خود تأثیر گذاشته و تغییرات اقلیمی میکرو را پدید آورده اند به گونه‌ای که امروزه یک قلمرو اقلیمی خاص به نام «میکرو کلیمای روستایی» ظهور یافته و مطالعات مربوطه تحت عنوان «آب و هوا شناسی روستایی» مطرح گردیده است. در این رابطه باید بدانیم که در روابط متقابل بین پروژه‌های ساختمانی و هوا یا آب و هوا دو جنبه کلی وجود دارد. اول : اثرات آب و هوا بر روی طرح و شکل ساختمان و استقرار آن. دوم : اثرات مستقیم آب و هوا بر روی فعالیتهای ساختمانی.

توسعه روستایی و جی آی اس: تکنولوژی اطلاعات جغرافیایی با گام‌های سریع و چشمگیری در طول دو دهه رشد یافته است ومطمئنا در قرن حاضر نقشی کلیدی در ابعاد مختلف توسعه ایفا خواهد نمود. روستاها و مناطق کشاورزی کشور به عنوان کانون تولیدغذای کافی و سالم نقش به سزایی در تامین مواد غذایی جمعیت کشور و تحقق اهداف خودکفایی در تولیدات کشاورزی به عهده دارند. تلاش در جهت توسعه پایدار و عمران روستایی علاوه بر تحقق موارد فوق، فواید قابل توجهی از قبیل افزایش تولید، اشتغالزایی، مدیریت و کنترل مهاجرت به شهرها و پیامدهای نامطلوب آن، کم کردن اثرات منفی روش‌های تولید بر محیط زیست و تامین سلامت مناطق روستایی و شهری و ارتقای شاخصهای اقتصادی و زیست محیطی در سطح محلی، منطقه ای، ملی و بین المللی را به دنبال دارد.

 برنامه ریزی‌های مبتنی بر ابزارهای بسیار قدرتمند IT (تکنولوژی اطلاعات) و جنبه‌هایی از آن مثل سیستم‌های اطلاعات جغرافیایی (GIS) علاوه بر برنامه ریزی هدفمند و موثر در استفاده و حفاظت از منابع کشاورزی و طبیعی در مناطق روستایی که در بسیاری از موارد با سایر بخش‌های صنعتی و شهری، فصل مشترک و اثرات متقابل فراوان دارند، ضمن فراهم کردن موجبات رویکردهای نوین در برنامه ریزی‌ها و نزدیک کردن فضای اطلاعاتی و تصمیم گیری سیاست گذاران و درگیر کردن بخش‌های خصوصی و دولتی در این زمینه، بهینه سازی و صرفه جویی‌های اقتصادی و اکولوژیک بسیار زیادی به دنبال خواهد داشت. این گونه برنامه ریزیها، دولتمردان را در ارائه خدمات اثر بخش تر و کاراتر به روستاییان و شهروندان یاری می رساند و طبعا منجر به افزایش بهره وری در حوزه‌های متعدد می گردد (مرزبان غیاث آبادی و همکاران، 1386).

جغرافیا و توسعه پایدار روستایی: توسعه یک مفهوم چند بعدی و دارای ارزش است. یعنی توسعه جریانی است چند بعدی و پیچیده که درخود تجدید سازمان و سمت گیری متفاوت کل نظام اقتصادی_اجتماعی رابه همراه دارد. علاوه برافزایش و بهبود درمیزان تولید و درآمد، شامل دگرگونی اساسی در ساخت‌های نهادی، اجتماعی، اداری و همچنین ایستارها و وجهه نظرهای عمومی مردم است، توسعه در بسیاری موارد حتی عادات و رسوم و عقاید مردم را نیز دربرمیگیرد (ازکیا، 1384، 27). این تعریف از توسعه بر بهبود و دگرگونی اساسی ساختارهای سنتی تاکید دارد اما مفهومی که باید مورد توجه قرارگیرد این است که توسعه و دگرگونی باید به گونه‌ای باشد تا همه ابعاد ساخت‌ها دراین توسعه لحاظ گردد. چیزی که درتوسعه پایداربه آن توجه ویژه یشده است. توسعه پایدارروستایی عبارتست ازوحدت میان ابعاداجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیست محیطی به منظور بالا بردن سطح معیشت و رفاه مردم روستایی است. در توسعه پایدار روستایی توجه به عوامل زیست محیطی از اهمیت بسیاری برخوردار می‌باشد.

جغرافیای روستایی و نتایج برنامه‌های توسعه روستایی درایران: اصولا برنامه‌ریزی روستایی جهت محو یا تقلیل نابرابری اجتماعی صورت می‌گیرد اما در برنامه‌های عمران وتوسعه روستایی در ایران عملا چنین چیزی تحقق نیافته است. بر خلاف انتظار این قبیل برنامه‌ها تاکنون نتوانسته اند ساخت اجتماعی را کاملا به هم بزنند ودر نتیجه نابرابری‌های اقتصادی واجتماعی را وسعت بخشیده اند (ازکیا، 1385، 133) برنامه‌های توسعه وعمران روستایی به ویزه قبل از انقلاب به شیوه از بالا به پایین ومتمرکز طراحی واجرا شد، در نتیجه مردم روستایی در این برنامه‌ها جایگاه واقعی را نداشتند. این برنامه‌ها مسئله گرا نبوده بلکه خصلتی بیرونی داشته و به نوعی کار توزیع اعتبارات را انجام داده اند، عادلانه نبودن این توزیع باعث تشدید نابرابری اجتماعی شده است. دراین دوره برنامه‌ریزان، بیشتر با دیدی مکانیکی و فنی تا با دیدی اجتماعی با توسعه روستایی برخورد کرده اند، ضمن اینکه قرار گرفتن مبحث مربوط به توسعه وعمران روستایی در قالب بخش کشاورزی به خصوص در برنامه‌های اول، دوم و سوم موجب شده بود که رشد وتوسعه روستایی در برنامه‌های عمرانی معادل بخش کشاورزی در نظر گرفته شود. الگوی توسعه اقتصادی اجتماعی وتامین نیازهای اساسی به کار گرفته شده در دوره بعد از انقلاب نیز نتوانسته منجر به توسعه روستایی مناسب شود. زیرا در این الگو اولا به ابعاد فیزیکی و مادی توسعه و توزیع مجدد اثرات رشد اقتصادی توجه گردیده و فرصت‌های توسعه نادیده گرفته شده، ثانیا به افزایش درآمد خانوار روستایی نیز توجه نگردیده است. افزایش جمعیت روستایی و عدم امکان توسعه سایر نهاده‌ها و عوامل کشاورزی به همراه کاهش توان حمایتی اکوسیستمی نیز منجر به کاهش درآمد و افزایش فقرای روستایی شده است واین امر مستقیماکشاورزی را تحت تاثیر قرار داده است. دگرگونی در الگوی قشربندی اجتماعی از نتایج برنامه‌های توسعه روستایی در ایران پس از انقلاب است. انقلاب اسلامی باعث ارتقای موقعیت سیاسی واجتماعی طبقات پایین جامعه روستایی و کاهش پایگاه اجتماعی- اقتصادی وسیاسی گروه‌های مرفه الحال جامعه روستایی گردید. گروه‌های جدید بر اکثر سازمانهای اجتماعی –اقتصادی رسمی نظیر شورای اسلامی مسلط شدند و ساختار قدرت سیاسی را در اختیار گرفتند (ازکیا و غفاری، 1386: 154) یکی از ویژگی‌های جامعه روستایی پس از انقلاب، ایجاد سازمآنهای توسعه‌ای بوده، که مهمترین آنها جهاد سازندگی است. از طریق جهاد سازندگی پروژه‌های مختلفی اجرا گردید ودستاورد‌های فیزیکی آن بسیار شگفت انگیزبود، اما علی رغم کلیه این برنامه‌ها هیچ گونه اقدامی برای بارورسازی وافزایش پتانسیل‌های اقتصادی جامعه روستایی صورت نگرفت. بنابر این اقدامات توسعه‌ای بعد ازانقلاب اسلامی به حذف نابرابری میان شهر وروستا نینجامید. نتایج حاصل از ایجادمراکز خدمات کشاورزی نیز حکایت از این مساله دارد که اولا مناطق وروستاهای آبادومرفه وثانیا دهقانان ثروتمند ازامکانات این مراکز بیشتر بهره مند شده اند، لذا اینگونه مراکز به قطب بندی اجتماعی در میان گروه‌های اجتماعی در جامعه روستایی منجر شده است. سازمآنهای تازه تاسیس روستایی بیش ازآنکه با ساختار سازمانی بخش کشاورزی هماهنگی داشته باشند، در تضاد با آن به سربرده اند، اینگونه تضاد‌ها عمدتا از کشمکش‌های تکنوبوروکراتیک وسیاسی ناشی شده اشت. به علاوه هیچ یک از وظایف وکارکردهای مراکز خدمات کشاورزی به مردم روستایی منتقل نشد. در اواخر دهه هفتاد فعالیت عمده این مراکز به امور ترویجی وبرخی اقدامات کشاورزی مثل یکپارچه سازی اراضی محدود گردید. (همان) یکی از اولین تاثیرات انقلاب اسلامی کاهش نظام سرمایه داری ارضی وکاهش اندازه واحد‌های بهره داری در جامعه روستایی بود. واحد‌های تولید مشاع نیز به منظور ابزاری برای غلبه بر مشکلات چندپارگی وکوچکی قطعات زراعی در نظر گرفته شد. (همان، 157-156) به طور کلی جامعه روستایی ایران عموما با چالش‌های فراوانی مواجه است که برنامه‌های عمرانی قبل وبعد از انقلاب کمتر توانسته اند این چالش‌ها را ازبین ببرند. در مناطق روستایی چالش‌هایی چون فقدان فرصتهای شغلی، سازوکارهای مناسب مشارکتی، مشخص نبودن وظیفه دستگاه‌های متولی توسعه وعمران روستایی، ونابرابری میان شهر وروستا همچنان به قوت خود باقی مانده اند. برنامه‌ها موفق به گسترش مشارکت موثرمردم در فرایند توسعه روستایی نگردیده اند ودر نتیجه سازمان ونهادهای مشارکتی موثر در فرایند توسعه به وجود نیامده اند. همچنین بخش روستایی در فرایند برنامه‌ریزی توسعه، جایگاه مناسب ومستقل خود را به دست نیاورده است وبه دلیل متمرکز بودن نظام برنامه‌ریزی، حالت پدر سالارانه ماموران دولت در برخورد با روستاییان همچنان به قوت خود باقی مانده است. علاوه بر این رابطه ارگانیک بین شهر وروستا در فرایند برنامه‌ریزی نادیده گرفته شده است. در مجموع برنامه‌های عمرانی و روستایی در ایران، برنامه‌های اقتصادی با جهت گیری سیاسی بوده اند تا برنامه‌های توسعه ای. در نتیجه کمتر موجب تحول ساختاری در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی واقتصادی که لازمه توسعه روستایی است شده اند. (همان،133)

جغرافیای روستایی و موانع و چالشهای توسعه روستایی ایران از منظر برنامه‌ریزی

به گفته بانک جهانی توسعه روستایی راهبردی است که برای بهبود زندگی اجتماعی و اقتصادی مردم فقیر روستایی طراحی شده است از آنجایی که توسعه روستایی در واقع عاملی برای کاهش فقر است از این رو باید به نحو بسیار روشن و مناسبی برای افزایش تولید و بالا بردن بهره وری تلاش شود. اغلب دانشمندان که با مسایل شهری و روستایی در ارتباطند اعتقاد دارند باید در روستاها تحول بنیادی ایجاد گردد و تنها راه حل، ارتقای سطح زندگی مردم و توسعه همه جانبه روستاهاست (مهندسان مشاور DHV، 1375). با وجود سابقه 50 ساله برنامه‌ریزی ناحیه‌ای در ایران به مشکلات اساسی کشور در این زمینه پاسخ لازم داده نشده است. اقتصاد کشور در گذشته به قدری قطبی و متمرکز شده بود که فعالیتهای بعدی تمر کز زدایی قادر به ایجاد تغییر اساسی در آن نشده است. سکونتگاه‌های روستایی نامتعادل است و در برابر معدودی شهرهای متراکم و پر جمعیت، انبوه سکونتگاه‌های پراکنده و کم جمعیت وجود دارند که قادر به ارایه خدمات لازم به ساکنان خود نمیباشد. در چنین مواردی، شهر و روستا به جای اینکه واحدی یکپارچه و مکمل هم باشند در اغلب موارد در برابر یکدیگر قرار گرفته اند (افراخته، 1380). تهیه خدمات آموزشی، رفاهی و بهداشتی برای روستاییان فعالیتی سودمند و کاملا توجیه پذیر است و بدیهی است جای دادن این خدمات در یک نظام سلسله مراتبی مراکز خدمات روستایی که با دقت طراحی شده است، برابری و کارآیی را به همراه خواهد داشت با وجوداین باید دانست که برنامه‌ریزی مراکز روستایی، فی نفسه هدف نیست اگر این برنامه‌ریزی به درستی انجام شود، برنامه‌ریزی مراکز روستایی بخشی از راهبرد توسعه منطقه‌ای خواهد بود که در آن سعی می‌شود تا تنگناها و کاستی‌ها و ساختارهای منطقه ای، اجتماعی و اقتصادی از میان برداشته شود و از این طریق، موقعیت شغلی و در آمدی خانوار‌های روستایی و شرایط زندگی شان بهبود یابد، برای رسیدن به این هدف، برنامه‌ریزی مراکز روستایی (با تکیه بر حد پایین سلسله مراتب سکونتگاه‌ها) میتواند ابزار بسیار سودمندی باشد (کلانتری، 1376).

جغرافیا، توسعه روستایی و توسعه ملی

اساساً حوزه‌های روستایی به عنوان قاعده نظام از نظر سکونت و فعالیت ملی، نقش مهمی در توسعه ملی ایفا می‌کنند، چرا که توسعه پایدار سرزمین در گرو پایداری نظام روستایی به عنوان زیر نظام تشکیل دهنده نظام سرزمین است، و پایداری فضاهای روستایی در ابعاد مختلف می تواند نقش موثری در توسعه منطقه ای و ملی داشته باشد. حال اگر به دلایلی در روند پیشرفت و توسعه فضاهای روستایی وقفه ای ایجاد شود، به گونه ای که نظام روستایی قادر به ایفای نقش سازنده خویش در نظام ملی و سرزمینی نباشد، در آن صورت آثار و پیامدهای مسایل روستایی در حوزه‌های شهری و در نهایت در کلیت سرزمین گسترش می یابد. از این رو باید به این موضوع اذعان نمود که توسعه پایدار و یکپارچه ملی معطوف به توسعه پایدار در سطوح منطقه ای، شهری و روستایی است. متاسفانه شواهد و تجربیات نشان می دهد که به حق و وظیفه توسعه جوامع و فضاهای روستایی، به تناسب سهم، جایگاه و کارکرد آن در اقتصاد ملی، کم توجهی شده و حوزه‌های روستایی در شرایطی کاملا نابرابر از جهت دسترسی به فرصتها و منافع حاصل از رشد و توسعه قرار نگرفته اند. اگر بتوانیم توسعه ملی را طوری سامان دهیم که اهمیت ویژه ای به کشاورزی، روستا و تولید داده شود، می توانیم باعث ارتقاء دانش فنی و بومی کردن آنها در کانون‌های تولید و روستاها شویم. «مایکل تودارو » در کتاب توسعه اقتصادی در جهان سوم، ابعاد و اهمیت توسعه روستایی و نقش آن در توسعه ملی را بدین صورت بیان می کند: توسعه کشاورزی و توسعه روستایی محور اصلی توسعه ملی است.

در نظر تودارو توسعه ملی، وابسته به توسعه روستایی است چرا که ریشه تمامی مشکلات و مسائل عقب ماندگی مثل فقر، نابرابری در حال رشد، رشد سریع جمعیت و بیکاری فزاینده در مناطق روستایی قرار دارد. «جان رابینسون»، «آنتوان داکوره» نیز همچون تودارو  توسعه روستایی را شرط توسعه ملی می دانند و برای این منظور تاکید خاصی بر رشد بخش کشاورزی دارند. میسرا بر دو جنبه‌ای بودن توسعه شدیداً می تازد و معتقد است که توسعه شهری، روستایی، صنعتی و کشاورزی و... باید با در نظر گرفتن شرایط در اولویت قرار گیرند و تاکید صرف بر هر یک از آنها باعث انحراف مسیر توسعه خواهد شد. میسرا معتقد به الگوی مراکز رشد به عنوان مطلوب ترین راهبرد توسعه روستایی است و با تأکید بر توسعه روستایی متکی بر بنیان قوی صنعتی که همزمان توسط دولت و مردم انجام می شود الگوی توسعه خویش را بنیان می گذارد و اصلاحات ارضی در روستاها را امری ضروری می‌داند.

در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده است که بخش کشاورزی محور توسعه تلقی شده و اهداف این بخش را در راستای توسعه اقتصادی، در بسیج کلیه امکانات ملی و همه بخشهای اقتصادی به منظور نیل به خود کفایی در تولید کالاهای اساسی کشاورزی، تقویت توان اقتصادی روستاها و احیای آن به عنوان منبع و جایگاه اصلی تولید بیان داشته است (آسایش، 1379، 52) شکی نیست که نابربری در تمام کشورها وجود دارد، اما نابرابری در میان گروهای فقیر و ثروتمند در کشورهای توسعه نیافته به مراتب از نابربری در کشورهای ثروتمند بیشتر است (ازکیا، 1365، 21). نقش تولیدی روستا جهت حصول به امنیت غذایی، مساعدت به بخش صنعت و نیز نقش صادرات غیر نفتی روستا در تولید ناخالص کشور و ایجاد فرصت‌های شغلی در ابعاد مکانی از جمله آثار مناطق روستایی در توسعه ملی کشور است. در سال‌های اخیر نیز توسعه صنعت گردشگری روستایی بویژه در کشورهای توسعه یافته، عامل اساسی در فرایند توسعه روستایی و تحقق اهداف توسعه ملی بوده است. نقش توسعه روستایی در  توسعه ملی را در 4 بخش کلی زیر می توان بررسی کرد.

1- بعد اقتصادی (Economic dimension)

نواحی روستایی بویژه از طریق تولیدات کشاورزی و صنایع دستی نقش مهمی در اقتصاد ملی دارند. رشد بالای بخش کشاورزی در سالهای اخیر نشان دهنده وجود ظرفیت‌های بالقوه زیاد این بخش برای افزایش تولید و توسعه بیشتر است. بنابراین، نقش مهم نواحی روستایی در اقتصاد ملی بویژه از طریق تولیدات کشاورزی ایجاب می کند که برای تدوام و افزایش این نقش، مخصوصا در زمینه امنیت غذایی پایدار، نواحی روستایی به عنوان عرصه مهم این فعالیت مورد توجه بیشتر قرار گیرد (رضوانی، 1383، 6).

2- بعد اجتماعی (social dimension)

در بعد اجتماعی سکونت بیش از 31 درصد جمعیت کشور در مناطق روستایی، همچنین وجود توانمندیهای فرهنگی، یادمآنهای تاریخی، ساختارهای اجتماعی متنوع و کارآمد، نوع و شیوه زندگی منحصر به فرد روستایی با خصلت‌هایی چون خودکفایی و توانمندی، قادرند ضمن ایجاد ثبات اجتماعی و فرهنگی و منطقه ای، در تحقق فرایند توسعه ملی کشور در بعد اجتماعی و فرهنگی مساعدت نمایند.

3- بعد زیست محیطی (Environmental Dimension)

نقش زیست محیطی روستا در تحقق اهداف توسعه ملی با قابلیت‌های مناطق روستایی در جهت مقابله با بیابان‌زایی و خطرات ناشی از خشکسالی‌ها، مقابله با فرسایش و تخریب خاک، حفظ و نگهداری منابع طبیعی و نیز میکرو اقلیم‌ها، معنا می یابد. بدین ترتیب اگر توسعه را به معنای تعامل بهنجار نظام‌های اکولوژیکی، اقتصادی و اجتماعی بدانیم، در آنصورت روستاومناطق روستایی نقش اساسی در تحقق توسعه پایدار کشور ایفا می نمایند (طاهرخانی، 1384، 235).

 4- بعد سیاسی و امنیتی (Political Dimension)

ملاحظات امنیتی و سیاسی از دیگر نکاتی است که تاثیر و نقش توسعه روستایی را در توسعه ملی نمایان می سازد. به لحاظ امنیتی بهبود وضع زندگی روستاییان و نیز تثبیت جمعیت فضاها و نقاط روستایی بویژه در فضاهای خاص مانند سرحدات مرزی، حواشی دشت کویر، دشت لوت و مناطق شرقی و جنوب‌شرقی کشور نقش موثری در حفظ امنیت کشور خواهد داشت. توسعه نیافتگی مناطق مرزی، تاثیرات زیادی بر روند توسعه کشور می گذارد و چالشهای اساسی در برابر آن قرار می دهد. توسعه نیافتگی در مناطق مرزی کشور، امنیت این مناطق را تهدید می کندو ناامنی مناطق مرزی ناامنی را به داخل کشور منتقل می سازد که این امر به نوبه خود چالشهای بزرگی را در برابر توسعه ملی می‌گذارد (رضوانی، 1383، 8).

 

 جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

نگاه به توسعه روستایی در کشور ما مستلزم بینشی جامع است تا سایر ابعاد توسعه را در کنار توسعه روستایی ببیند. در این راه، علاوه بر استفاده از انواع دانش و تجارب توسعه در سایر کشورهای جهان می‌بایست از تجارب بومی و محلی نیز بهره بریم و آن گاه خواهد بود که توسعه درونزا را با توسعه برونزا در هم آمیخته و امکان حرکت به سوی توسعه پایدار را پدید آورده باشیم. اما توسعه پایدار محقق نمی گردد، مگر این که اوضاع اجتماعی و فرهنگی جامعه‌ای را که توسعه در آن عملی می‌شود، بشناسیم و با نگاهی بلندمدت به برنامه بنگریم تا با دیدی که امکان بهره مندی از منابع توسعه را برای نسل‌های آینده نیز فراهم می‌آورد، به تحولات بنگریم.

کارکرد اصلی جغرافیا در مناطق روستایی در جهان سوم، کشاورزی، دامداری و مکانیابی صنایع و ایجاد همخوانی آنها با طبیعت و مقوله توسعه است و به دلیل تاثیر ویژه آن بر اشتغال، تعدیل فقر ودرآمد، امنیت غذایی و خود کفایی، از اهمیت بالایی برخوردار است. روند تحولات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی چند دهه اخیر و گوناگونی بستر جغرافیایی، موجب شکل گیری نظام فضایی نامتعادل در سطح سکونتگاه‌های روستایی شده است.

اگر مقوله پایداردررابطه با اثرات نامطلوب توسعه دراکولوژی ومحیط زیست، توزیع نابرابر درآمد و فشارهای وارده برمنابع طبیعی و همچنین مقطعی بودن و عدم توانایی درتداوم روند توسعه و. . . دانست (طالب، 1376_103، 102) با توجه به همه‌ی این مطالب و نیز توجه به جایگاه جامعه‌ی روستایی در زمینه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی توجه به روستا امری انکار ناپذیر به نظر می‌رسد. یکی از علومی که به این موضوع توجه می‌کند علم جغرافیا و جغرافیای روستایی است. کاربرد این علم در راستای توسعه‌ی روستایی از ابعاد مختلفی صورت می‌گیرد. از جمله‌ی آنها می‌توان به کاربردهای ژئومورفولوژی، اقلیم، سیستم اطلاعاتات جغرافیایی و مانند آنها در برنامه‌ریزی و توسعه‌ی روستایی اشاره نمود. جغرافیا توانایی بررسی و شناخت چالش‌های توسعه و توسهع‌ی روستایی دارد و می‌تواند به ارائه‌ی راهکارهایی برای مقابله با آنها بپردازد و در نهایت منجر به توسعه‌ی ملی گردد.

 

منابع مورد استفاده

1)         افراخته، حسن (1387)؛ مقدمه‌ای بر برنامه‌ریزی سکونتگاه‌های روستایی، انتشارات گنج هنر.

2)         رضوانی، محمد رضا (1383)؛ مقدمه ای بر برنامه ریزی توسعه روستایی در ایران؛ تهران: نشر قومس.

3)         سعیدی، عباس (1377)؛ توسعه پایدار و ناپایدار توسعه روستایی، فصلنامه تحقیقات مسکن و انقلاب، شماره77.

4)         سعیدی، عباس (1387)؛ سطح بندی روستاهای کشور، تهران، معاونت عمران روستایی.

5)         طالب، مهدی (1376)؛ مدیریت روستایی در ایران؛ چاپ دوم؛ ‌تهران، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه.

6)         مهدیزاده، جواد (1382)؛ برنامه ریزی راهبردی توسعه شهری، تجربیات اخیر جهانی و جایگاه آن در ایران، چاپ اول، مرکز مطالعات و تحقیقات معماری و شهرسازی ایران، تهران.

7)         مهندسان مشاور پارس ویستا (1381)؛ سرانه کاربری‌های شهری، جلد اول، مطالعات نظری و تجارت جهانی، سازمان شهرداری‌های کشور.

8)         نیلی،حمید رضا ویوسفی، ناصح (1389)نقش ادراکات محیطی بر شکل گیری فضاهای معماری و بافت‌های روستایی، مجموعه مقالات اولین کنفرانس بین المللی سکونتگاه های روستایی: مسکن و بافت، جلد دوم.

9)         ازکیا ، مصطفی (1368)؛ جامعه شناسی توسعه و توسعه نیافتگی روستایی ایران ، 1368

10)     استعلاجی، علیرضا (1381)؛ بررسی و تحلیل رویکردها و راهبردهای توسعه روستایی-ناحیه­ای. ماهنامه جهاد، شماره­های 250 و 251.

11)     رضوانی، علی اصغر (1380)؛ روابط متقابل شهر و روستا با تاکید بر ایران، انتشارات پیام نور، چاپ چهارم.

12)     هاشمی، سید سعید و سیاوش ایمنی قشلاق (1386)؛ ضرورت توسعه روستایی و نقش آن در توسعه ملی، فصلنامه رویش، سال پنجم، شماره 18، ص 132 تا 147.

13)     مرزبان غیاث آبادی، افشین، سید مجتبی فارغ و محمدجواد شیخ داوودی (1386)؛ کاربرد GIS در توسعه و عمران روستایی، اولین همایش GIS شهری ، دانشگاه شمال

 



:: برچسب‌ها: جغرافیا, برنامه ریزی روستایی, دانلود مقاله, تحقیق جغرافیا
دانشجوی دکترای جغرافیا و برنامه ریزی روستایی دانشگاه خوارزمی. ضمنا از بازدیدکنندگا محترم وبلاگ تقاضا دارم در صورتی که مشکلی در مشاهده ی مطالب یا دانلود فایل ها دارن، از طریق ایمیل به من اطلاع بدن. ممنون
  :: مجید قرنجیک
Locations of visitors to this page :. چت با مديريت .:
کد وضعيت ياهو در وبلاگ