چالش های مدیریت روستایی در ایران و راهکارهای پیشنهادی

تجربه مدیریت روستایی در ایران شامل دو بخش است . بخش اول تا دوره اصلاحات ارضی که با مدیریت مالک بوده است و بدون ارزش گذاری اخلاقی خوب یا بد، کارکرد نسبتا قابل قبولی داشت. اما بخش دوم که پس از اصلاحات ارضی قابل مشاهده است و با ورود دولت به روستاها مطرح می شود و آن مدیریتی دولتی است.

این مدیریت که بحث ما را تشکیل می دهد همواره با چندین مشکل مواجه بوده است. البته لازم به ذکر است این مدیریت مسائل پشت پرده ای نیز دنبال می کرده است که باعث عدم توجه وافی به پیش زمینه های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و... در اجرای صحیح این مدیریت در روستاها شده است. از مسائل پشت پرده می توان به اهتمام دولت و بوروکراسی دولتی برای ورود به روستاها و تحکیم پایه های سیاسی خود نام برد و دیگری تبدیل روستاییان به مصرف کنندگان تولیدات مصرفی چه غربی و چه داخلی و در یک معنا ورود در نظام جهانی سرمایه داری.

اما مشکلات این مدیریت عبارتند از:

1- تمرکز گرایی و عدم واگذاری امور مختلف به مردم که ریشه در گذشته های تاریخی و پا به پای حکومت های تمرکز گرا از 2500 سال پیش تا حال وجود داشته و این روحیه، همیشه باعث جدایی مردم از حکومت بوده است.

2- برنامه ریزی بخشی به صورتی که هر بخش یا سازمانی برای خود برنامه ای خاص داشته و عدم هماهنگی این سازمان ها  با هم که مشکلات زیادی از لحاظ تداخل وظایف و عملکرد ها به وجود می آورد.

3- نبود متولی مشخص برای مدیریت و برنامه ریزی توسعه روستایی  

پا به پای این مشکلات عوامل تشدید کننده ای مثل درآمد نفتی که 95 درصد بودجه کشور را تشکیل می دهد که این خود عاملی مهم در عدم نیاز دولت به مردم است همچنین مصرف انبوه و تبلیغات گسترده به منظور مصرف انبوه در شرایطی که تولی انبوه نداریم بعلاوه عدم وجود عزم راسخ دولت برای تحقق توسعه روستایی در کشور از مسائلی است که گریبان گیر مدیریت روستایی کشور است.

در چنین وضعی چندین راهکار قابل پیشنهاد است:

1- با فرض پذیرش تمرکزگرایی و بروکراسی سازمانی گسترده و نگاه به حداقل دخالت مردم مخصوصاً در تصمیم گیری، در این صورت باید یک نظام برنامه ریزی قوی و با تکیه بر برنامه ریزی منطقه ای و آمایش سرزمینی وارد عمل شده و وظایف همه سازمان های درگیر با روستا را یکپارچه نماید. یعنی برنامه ریزی از بالا و ارشادی صورت گیرد و در این برنامه ریزی یا وظایف همه سازمان های مرتبط با روستا یا به یک سازمان سپرده شود و یا هماهنگی های لازم در مرکز نظام برنامه ریزی انجام گیرد. شبیه چیزی که در کشورهای کمونیستی اجرا می شود.

البته برای فرض فوق انتقاداتی نیز وارد است . این که این نوع مدیریت  در 40 سال فعالیت خود جواب نداده است. ولی جواب این است که این راهکار هم به درستی اجرا نشده است.

2- فرض دوم این است که ما از حداقل دخالت دولت در برنامه ریزی ها استفاده نماییم به این صورت که ساختار متمرکز اداری و سیاسی و حتی الامکان اقتصادی را نیز را تعدیل نموده و هر استانی برای خود برنامه ریزی داشته باشد یعنی ما در این نوع برنامه ریزی امور مختلف را خرد کرده و برخی از امور ملی و نظامی را به دولت مرکزی و امور مربوط به اقتصادی، اجتماعی، برنامه ریزی و... به حیطه نظارت استان ها واگذار نماییم. مالیات ها و درآمدهای هر استانی در همان استان مورد استفاده قرار گیرد و در آمدهای ملی و نفتی نیز در امور زیربنایی ، تولیدی و غیره صرف و سرمایه گذاری گردد و حتی در صورت لزوم بخشی از این در آمد نیز به استان ها تعلق گیرد. این راهکار مستلزم اعتماد به مردم و داشتن دغدغه واقعی توسعه و واگذاری امور به مردم است.

 در این راهبرد می توانیم کلیه وظایف ادارات روستا را به یک ارگان واگذار نماییم. شبیه چیزی که در روستاهای هند جاری است که کلیه امور روستا را به عهده انجمن ده می باشد.

 3- راهکار سوم این است که ما از الگوی مدیریت روستایی قبل از اصلاحات ارضی استفاده نماییم. قبل از اصلاحات ارضی اداره روستا به صورت رعیت، مالک و دولت بوده است. و در این این الگوی سه جانبه روستایی فقط با مالک در ارتباط بوده است. پس بنابراین دولت برنامه ریزی های کلی را انجام دهد و در سطح مالک یک تشکل، انجمن یا هرچیز دیگر که بر اساس مشارکت و انتخاب مردمی باشد جای اورا بگیرد و در حکم مالک قبل از اصلاحات ارضی به مدیریت همه جانبه روستا بپردازد و روستاییان به جای مراجعه به سازمان های مختلف به آن جا مراجعه نمایند. سازمانهای مختلف و ارگان های مربوط با روستا نیز به همین جا ختم شوند. این تشکل در هیات یک هماهنگ کننده سازمان های مختلف مرتبط با روستا عمل کرده و فعالیت های همه آن ها به اینجا ختم شود. بعلاوه این سازمان اولویت ها ، طرحها، برنامه ها و خواسته های روستاییان را نیز به تشکیلات بالاتر منعکس کرده و یک مشارکت از پایین گسترش می یابد. این راهکار نیازمند مشارکت مردم و تا حدودی گذشت بعضی از دستگاه ها از جزئی از وظایف خود است (http://www.tarjomaan.blogfa.com/).

*****************************************

*****************************************

*****************************************

 

دانشجوی دکترای جغرافیا و برنامه ریزی روستایی دانشگاه خوارزمی. ضمنا از بازدیدکنندگا محترم وبلاگ تقاضا دارم در صورتی که مشکلی در مشاهده ی مطالب یا دانلود فایل ها دارن، از طریق ایمیل به من اطلاع بدن. ممنون
  :: مجید قرنجیک
Locations of visitors to this page :. چت با مديريت .:
کد وضعيت ياهو در وبلاگ